مصرى و فرماندار بيروت و طرابلس نيز با آنان بودند . « 1 » كاروان به سوى قبرس حركت كرد و در ساحل جنوبى جزيره نزديك بندر ليماسول ( اللمسون ) ، با يك كشتى بازرگانى كه پهلو گرفته بود برخورد كرد ، وقتى ملوانان آن ، كشتيهاى اسلامى راديدند به ساحل گريختند و كشتى را رها كردند ، مسلمانان اين كشتى را پس از تخليه محمولهء گرانبهاى آن ، به آتش كشيدند . كاروان نظامى ، سپس به سوى خود بندر ليماسول رفت ، شاه جانوس دانست كه ناوگان مملوكى به بندر نزديك شده است و آماده جنگ زمينى ودريايى با آن شد . كاروان هنگامى كه به ليماسول رسيد ، با سه كشتى قبرسى برخورد و بر آنها پيروز شد و آنها را به آتش كشيد و رزمندگان مسلمان سپس به خود شهر تاختند و مدافعان آن را فرارى دادند . فرمانده آنها ، فرماندار شهر ، فيليپ پكوينى
نيز پابه فرار گذاشت . مسلمانان به داخل شهر رخنه كردند و محلات آن را غارت كردند بى آنكه كارى به دژ آن داشته باشند . ناوگان ، پس از دوماه به مصر بازگشت و غنايم و اموال فراوانى را به همراه 25 اسير با خود به مصر آورد ، جالب توجّه اينكه اين حمله با وجود محدود بودن حجم عمليات و نيرو در آن ، و پايين بودن اهمّيّت آن ، براى سلطان برسباى ، ميزان همكارى شاه قبرس را با راهزنان دريايى معلوم نمود ، زيرا مسلمانان لانه هاى فساد دزدان را در ساحل يافتند و از آن گذشته ، به برخى از كالاهاى سرقتى دست يافتند ، بر پايهء اين اطلاعات ، بر سباى ، تصميم گرفت ، حمله ديگرى رابه اين جزيره سازمان دهد . « 2 » حمله دوّم - سال 1425 ميلادى ( 828 ه ) : اين حمله از يورش پيشين گسترده تر و چنان كه ملاحظه كرديم ، نتيجهء حمله اوّل بود ، توجّه سلطان به اين حمله تا آنجا بود كه خودش بر كار ساختن كشتى در كارگاه بولاق ، نظارت مى كرد ، و به كارگران لاذقيه در شام دستور داد كه پاروهاى مورد نياز اين كشتيها را در آنجا توليد و به مصر ارسال كنند . بر سباى با اين كار توانست چهار فروند كشتى بارى بزرگ را تعمير كند ، اين شناروها براى حمل اسب بار و نفر