تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ نيروى دريايى اسلام در مصر و شام (فارسى) — صفحة 132

مساهمون:

ص١٣٢

ديگر هنگام برخورد خرد شدند ، زيرا بسيار سنگين بودند . « 1 » پطرس سپس به شهر بانياس يورش برد مردم شهر را خالى كردند او شهر را به آتش كشيد ولى سپاه مسلمانان در خشكى به لشكريان او دست يافتند و عّده بسيارى از فرنگى ها را كشتند . « 2 » سلطان شعبان از اين حملات تجاوز كارانه به سواحل كشورش خشمگين شد و به عنوان عكس العمل ، به يكى از دريا سالاران خود به نام « رايس ابراهيم تازى » كه فرماندهء كارگاه كشتى سازى اسكندريه بود ، دستور داد كه به جزاير دشمن حمله كند . در 29 رجب سال 769 هجرى ( مارس 1368 م ) ، تازى ، با دو فروند كشتى و پانصد سرباز از بندر اسكندريه حركت كرد . مقصد او جزيرهء قبرس و جزيره مجاور آن بود ، وى دو كشتى از دشمن را به غنيمت گرفت وافراد آن را اسير كرد و به اسكندريه فرستاد . تازى ، بيست و سه روز به حملات خود ادامه داد و سپس با غنايم و اسيران فراوان بازگشت . اسكندريه زير پاى او به لرزه درآمده بود و مردم تا پاى فانوس دريايى براى استقبال از او آمدند . تركان عضو گارد ساحلى ، سواره بركنارهء دريا صف كشيده بودند و دو كشتى از راه رسيده را مى نگريستند ، پرچمهاى سلطان بر فراز اين دو كشتى بر افراشته بود . رايس ابراهيم تازى ، پا به اسكندريه نهاد و پشت سراو اسيران فرنگى كه پيشاپيش آنان راهبى كهنسال وجود داشت ، نمايان شدند راهب را وارونه بر دراز گوشى نشانده بودند و سى و پنج اسير پا برهنه كه گردنهاى آنها را با ريسمان به هم بسته شده بود و بر دستهايشان دستبند چوبين نهاده بودند * ، به پيش مى آمدند . « 3 » پس از اين رويداد ، درسال 770 هجرى ( 1369 ميلادى ) ، پطرس لوزنيان شاه قبرس

هامش
( 1 ) - همان مدرك ، لوحهء 257 ، أ .
( 2 ) - همان مدرك ، و نيز :Daw kins , vol . I . P . 193 ) ( Makhairas : Recital concerning the sweet land of cyprus entitled " chronicle " , edited by
( 3 ) * اين مطالب در صورت صحت با سفارش اسلام نسبت به خوشرفتارى با اسراء منافات دارد . مترجم - نويرى الالمام ، لوحهء 97 به بعد و عبدالعزيز سالم ، تاريخ الاسكندريه ، ص 363 و سعيد عاشور ، قبرص و الحروب الصليبيه ، ص 79 .
تاريخ نيروى دريايى اسلام در مصر و شام (فارسى) — صفحة 132 | احمد مختار العبادى / سيد عبدالعزيز سالم