تاريخ نيروى دريايى اسلام در مصر و شام (فارسى) — صفحة 17
ازبين رفتن جنگلهاى اقاقيا دركنارههاى رود نيل ، مانع وجود اين درختان درساير جاهاى سرزمين مصر نمى گرديد مانند گفتهء برخى از مورخان مبنى براينكه درختان اقاقيا در شبه جزيرهء سينا و اطراف سوئز بسيار مىروييد ، وصلاح الدّين ايّوبى آنگاه كه جنگ زمينى ودريايى برضدّ بيزانسىها شدّت يافت ، نسبت به اين درختان از جنبهء اهميّت چوب آنها درساختن كشتيها توجّه خاصّى مبذول مىداشت ، تا آنجا كه بهاى يك قطعه چوب از آن درختان به يك صد دينار مىرسيد . دردوران مماليك ، كاروانها همچنان به حمل و نقل چوبهاى درخت اقاقيا به ترتيب بين سوئز وقاهره مىپرداختند كه اين عمل ارزش اقتصادى ويژهاى را براى سوئز به همراه داشت . « 1 » ( 1 ) - سعيد عبدالفتاح عاشور ، مدينة ، السويس ، منطقتها منذ الفتح العربى الى بداية العصر الحديث ، ص 77 ( كتاب السويس فى سلسلة بلادنا ) . از جمله درختان ديگرى كه مصريان آن رابراى ساختن كشتيهاى خود مورد استفاده قرار مىدادند درخت لبخ sKebeL بودكه دراستقامت شبيه درخت اقاقيا بود اين درخت داراى گلى بابوى تيز بودكه عوام مردم آن را « دقن پاشا » مىناميدند . بعضى از مورّخان مانند ابوحنيفه دينورى ( ت 895 م ) وعبداللطيف بغدادى ( ت 1231 م ) ومقريزى ( ت 1442 م ) ، گفته اند كه آن چوبى است كه تختههاى كشتى از آن بريده مىشود و چه بسا برندهء اين تختهها گاهى به خونريزى بينى دچار مىشد ، ودارندگان كشتى آن رابه عللى مورد استفاده قرار مىدادند ، وهرگاه دوقطعه ازاين تختهها رامحكم به يكديگر مىبستند و مدت يك سال درآب مى گذاشتند اين تختهها به يكديگر چسبيده و به صورت يك تخته درمىآمد ، بهاى هر عدد تخته اين چوب به پنجاه دينار مى رسيد . « 2 » ( 2 ) - مقريزى ، الخطط ، ج 2 ، ص 505 . ياقوت حموى ( 1229 م ) گويد كه درخت لنج رادرمصر ديده است ودركليه نقاط مصر فراوان مى روئيد اين درحاليست كه مقريزى ( ت 1442 م ) تصريح مىكند كه اين درخت فقط در شهر « انصنا » « 3 » ( 3 ) - درتاريخ مصر آمده است كه درشرق نيل درمصر علياشهرى قديمى بودبه نام بيسا aseB ودرسال 130 ميلادى ، امپراتور هدريان رومانى ، پادشاه مصر ، درزمينهاى اين شهر ، قبرى رابه ياد غلام خود انطونيوس كه درنزديكى اين شهر دررود نيل غرق شده بود ، بناكرد و پس از آن مردم اين شهر خانههاى خودرااطراف باغهاى اين قبر بناكردند ، از آن پس اين شهر به نام انطنويه eonitnA خوانده مى شد ودرنهايت نام بيسابه فراموشى سپرده شد ، ديرى نپاييد كه اسم انطنويه به . eLesne , enesnaE , anic nA تحريف شد واعراب ، آن راتصناناميدند . ادريسى ( قرن 12 ميلادى ) مىگويد : اين شهر ، شهرى طلسمى و داراى باغ وبستانهاى فراوانى بود وفرعون در روز رويارويى باحضرت موسى عليه السلام جادوگران رااز اين شهر فراخواند ( نزهةالمشتاق ، ص 45 ، 46 صاحب كتاب استبصار ( ق 12 م ) اضافه مىكند كه ماريه قبطى ، كنيزكى كه مقوقس به پيامبراسلام صلى اللّه عليه وآله اهداء كرد به همين شهر نسبت داده مىشود ( كتاب استبصار ، ص 85 ) اسم اين شهر تا اوايل قرن نوزدهم ميلادى همچنان به نام فرمانروايان آن اطلاق مى شد و به دليل خراب شدن خانههاى آن ، درسال 1815 ميلادى ، شخصى به نام شيخ عباده حاكم آن گرديد وبدين سان نام انصنا از بين رفت وامروزه جاى آن خرابههايى است كه درحوزه شهرنصله ( تحريف شده انصنام درزمنيهاى شيخ عباده واقع درشرق رود نيل مركز ملوى ، قرار دارد . به محمد رمزى ، قاموس الحضرافى للبلاد المصريه ، بخش اول ، مربوط به سرزمينهاى قديمى وباستانى ، ص 132 - 133 مراجعه شود ( قاهره 1953 ) . ( نصله فعلى ) در مركز ملوى مىرويد .