مىشود كه نزديك به يكصد هزار دينار ارزش داشت . همچنين است نسبت به جنگلهايى كه در قليوب و زمينهاى نزديك ومجاور آن مانند : ناى وطنان وجود دارد به علاوه درختان اقاقيا وشورگز و غير آن درجيزه وجود دارد . « 1 » امّا جنگلهاى مصر عليا ، بيش از اينها بوده است زيرا هريك ازابن مماتى ومقريزى ياد آور شدهاند كه در دوران صلاح الدّين « دراشمونين ، اسيوط ، اخميم وقوص » آنقدر درختان « 2 » اقاقيا فراوان بود كه قابل شمارش نبوده است ونگهبانانى از آنها مراقبت مىكردهاند تا از چوب آنها كشتىهاى ناوگان ساخته شود وجز موارد ضرورى چيزى از اين درختان قطع نمىگرديد در بين اين درختها درختانى بود كه بهاى يك قطعه از چوب آنها به يكصد دينار مىرسيد . ازاين نواحى پولى به دست مىآمد كه ماليات جنگل ناميده مىشد وتوجيه جمعآورى آن اين بودكه اين ماليات بابت چوبهايى بودكه اهالى آن منطقه بريده بودند و از چوبهاى اقاقيا در ساختن آسيابها وچرخهاى آبكش خود و هيزم آتش استفاده كرده بودند . ونهايت چيزى كه از آنان دريافت مىشد به مستمرى درخت اقاقيا معروف بود كه عوض اجرت و مزد بريدن چوب و بستن آن چوبها و نقل وانتقالش از جنگل ، از آنان جمعآورى مىشد . خدمتكاران در اين ماجرا مى بايست بخشهايى از درخت اقاقيا راكه براى ساختن كشتيهاى ناوگان به كار برده مىشد قطع نكرده و فقط از شاخههايى كه براى سوختن آتش مورد استفاده قرار مىگرفت بهره مند شوند . به اين قسمت از چوب هيزم گفته مىشد وهرصد بار آن به قيمت چهار دينار به فروش مىرسيد ونوشتهاى به دست آنان داده مىشد كه وزن هيزم فروخته شده در آن نوشته شده بود و هنگامى كه كشتى ها هيزم را به ساحل مصر مىرساندند ، به حساب آنان مىآمد وطبق آنچه
تاريخ نيروى دريايى اسلام در مصر و شام (فارسى) — صفحة 15
مساهمون: احمد مختار العبادى
ص١٥
هامش
( 1 ) - نابلسى ، كتاب لمع القوانين المضية فى دواوين الديار المصريه ، ص 45 - 60 ومقريزى در ( اتعاظ الحنفا ، ص 277 اشاره مىكند كه عزيز باللّه خليفه فاطمى براى صيد درندهاى به جيزه رفت وهنگاميكه بازگشت ، آن پيش رويش قرار داشت اين گفته ، مؤيدقول نابلسى است كه گفته است كه در جيزه نيز جنگل وجودداشته است .
( 2 ) - صاحب كتاب استبصار در ص 87 آورده است كه در دوران او ( ق 12 ميلادى ) نزديكى قوص وقفط ، زمينهاى انبوه درخت وجودداشته است .