كانالها در همانجايى بود كه قبرسيها از باروى شهر بالا رفته بودند سپس بن عرّام هر دو خندق را به هم وصل كرد تا به خندق جلوى اسكندريه از سوى خشكى پيوست . با اين كار نيروهاى كمكى قاهره به آسانى مى توانستند در زمان جنگ ، بطور پنهانى خود را به جزيرهء فانوس دريايى يا به خندقها برسانند و به جاى آنكه از خود شهر بگذرند ، دروازه را باز كنند ، از آن ، راه بيايند زيرا آن كار خطر غارت شهر و بى نظمى توسط برخى از افراد سپاه را دربر داشت . « 1 » ولى اين اصلاحات هر چند از نظر نظامى به سود اسكندريه بود ، امّا ديگر آن رونق اقتصادى و فعّاليّت بازرگانى گذشته را به آن شهر باز نگرداند از آن زمان ديگر ستاره اقبال اسكندريه همواره در غروب بوده است . مقريزى از اين رويداد چنين تعبير مىكند : « اين رويداد ، سخت ترين حادثه اى بود كه بر اسكندريه گذشت ، واوضاع آن را نابسامان كرد و مردم آن را سرشكسته ساخت ، درآمد آنان رو به كاهش نهاد و نعمت از آنان رخت بربست . » « 2 » جهانگرد معروف ، امانويل پيلوتى
كه در نيمه نخست قرن پانزدهم هجرى از اسكندريه ديدن كرده است ، مى نويسد : شهر به صورت نيمه مترو كه در آمده بود و بسيارى از منازل آن به فروش نمى رفت مگر به خاطر سنگهاى مرمر قيمتى و چيزهاى ذى قيمت درون آن . « 3 » ج - توجّه به بازگرداندن اسيران اسكندريه : حمله قبرسيها به اسكندريه ، نابسامانى شديدى در روابط مصر و كشورهاى اروپايى حوزه مديترانه پديد آورد بويژه جمهوريهاى ايتاليا و كاتولونياى اسپانيا كه روابط بازرگانى گسترده اى با مصر داشتند ، رابطه آنها به هم خورد ، به همين دليل و نيز ، ژانو ، و كاتولونيا با شتاب هر چه تمامتر ، سفيرانى را به نزد پادشاه مصر اشرف شعبان مصر فرستادند تا ثابت كنند كه آنها در اين حمله شركت نداشته اند ولى پادشاه ، ديگر حاضر نبود كه آنها با كشورش رابطه تجارى داشته باشند مگر اينكه پادشاه