و دريايى در برابر آنان رژه بروند . آنان سپاهيانى چون مور و ملخ ، آماده كارزار و پيكار بودند و سپس كشتيهاى رزمى و بارى مانند كلاغهاى دريايى از برابر آنان گذشتند و در دو ستون به نيل وارد و از آن خارج مى شدند ، در همان لحظه عاشق آن بود كه به سوى قبرس بروند ، روى آنها با منجنيقهاى آماده پوشيده و در زير آنها سلاحهاى انفرادى انبار شده بود ، و رزمندگان دلاورى بر آنها سوار بودند ، و پرچمهاى آنان با وزش باد در اهتزاز بود ، و در بوقها مى دميدند و دسته هاى موزيك مى نواختند ، و قهرمانان دريا بر بالاى آن سرودهاى رزمى مى خواندند و بر طبلها مى كوبيدند ، نفت شعله مى كشيد ، هزاران نفر در ساحل نيل براى مشاهدهء رژهء اين نيروها گرد آمده بودند . در اين لحظه دلهاى سيفران كتلان فرو ريخت و دانستند كه اين رزمناوها ظرف يكسال براى انتقام از حملهء اسكندريه آماده شده است و يقين كردند كه يلبغا تصميم به نابودى قبرس و جزاير ديگر گرفته است . « 1 » نويرى مى افزايد : امير يلبغا براى آمادگى اين حمله از گرد آورى هيچ چيز و به كار بستن هيچ حيله ناى فرو گذارنكرد ، از جمله ، ديگهاى سفالين را آماده كرد و در آن افعى ها و مارهاى كوچك و بزرگ جاى داد تا آن را به سوى فرنگيها پرتاب كند و با ضربه آن يك تن را بكشد وسپس ديگ بشكند و مارها به جان فرنگيها بيفتد و آنان را بگزند و از مواضع خود خارج كنند و اين مسأله موجب جنگ روانى و بد فرجامى كار آنان شود . « 2 » ولى يلبغا خاصكى ، زنده نماند تا به هدفش برسد و در سال 768 هجرى به دست يكى از غلامانش ترور شد و با مرگ او ناوگان نيز از حمله به قبرس باز ماند . « 3 »
تاريخ نيروى دريايى اسلام در مصر و شام (فارسى) — صفحة 126
مساهمون: احمد مختار العبادى
ص١٢٦
هامش
( 1 ) - نويرى ، كتاب الالمام ، لوحهء 137 - 138 ( هند ) .
( 2 ) - نويرى ، كتاب الالمام ، لوحهء 207 ، أ ( هند ) .
( 3 ) - تاريخ نويس بيروتى ، صالح بن يحيى نمونه اى از باز ماندن كار كشتيهاى جنگى در كارگاه بيروت را به ما مىدهد و مى گويد : هنگامى كه يلبغا عمرى در شب يازدهم ربيع الاخر سال 768 هجرى از دنيا رفت ، آنان از ساختن كشتيهاى مذكور دست كشيدند و تنها دو كشتى بارى را به نامهاى « سنقر » و « قراجا » كه نام دو تن از اميران آن زمان بود ، به آب انداختند . اين دوكشتى نيز در حاشيه بيروت ماندند ، تا از بين رفتند . بقيّه كشتيها نيز پيش از به آب افتادن نابود شدند ، پول بسيارى صرف ساختن آنها شده بود كه همه هدر رفت و از اين كشتيها استفاده نشد تنها مقدار زيادى از آهن آن به دست مردم افتاد ، به ( صالح بن يحيى ، اخبار السلف من ذرية بحتربن على امير الغرب ، بيروت ، معروف به تاريخ بيروت ، ص 30 ) مراجعه كنيد .