تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ نيروى دريايى اسلام در مصر و شام (فارسى) — صفحة 123

مساهمون:

ص١٢٣

من الان يكسال است كه بيابان و صحرا را در مى نوردم تا به اسكندريه برسم ، با دريانوردان مغربى آمده ام اكنون به شهرم مليج مى ورم . نويرى مى افزايد كه برخى از اندلسى هايى كه با كشتيهاى مغربى براى حج آمده بودند به او گفته اند كه پادشاه قشتاله ( كستله ) پيكى به سوى پادشاه غرناطه فرستاده و از او تقاضاى صلح نموده است ولى سلطان به پيك او گفته است : « او مى خواهد با من صلح كند در حالى كه مسيحيان به سواحل مسلمانان در مصر حمله مىبردند و آنان را مى كشند ! ؟ اين كار شدنى نيست تا اينكه اموال مردم اسكندريه رابه آنان باز پس دهند و اسيران را آزاد كنند و نامه اى از سلطان مصر به من برسد كه شما با او آشتى كرده ايد ، زيرا او خادم حرمين شريفين است و به همين دليل ، من نيز خادم او هستم در آن هنگام ما با سلطام شما « قند » ( قمط ) صلح مى كنيم و گرنه ميان من و او شمشير داوراست تااشبيلية و قرطبه و طليطلة راازاو باز ستانم و به مسلمانان كه صاحبان اصلى آن هستند ، بازپس دهم . » هنگامى كه اين جواب به قند رسيد ، از پاسخ او فروماند . « 1 » امّا شرق اسلامى نيز در برابر اين تجاوز ددمنشانه به اسكندريه دست روى دست نگذاشت ، نويرى مى گويد : خان مغول اويس بن شيخ حسن برزج

GuzruB
( يعنى بزرگ ) سلطان دولت مغولى جلايرى در عراق و ايران ، هنگامى كه خبر اين حادثه را شنيد بسيار اندوهگين شد . درست در همين زمان ، گروهى از بازرگانان فرنگى به كشورش آمدند تا پارچه ها و منسوجات خود را در شهر تبريز بفروشند . آنان را دستگير كردند و به حضور او آوردند . به آنان گفت : « اين پارچه هاى اسكندريه است آنها را دزديده ايد و آمده ايد اينجا بفروشيد . » گفتند : نه ، به حق مسيح ، اينها را نبرده ايم ، بلكه از آنها كه برده اند خريده ايم . گفت : اى سگها ! دورغ گفتيد و در كشور مسلمانان خرابكارى كرديد و باز هم مى خواهيد پارچه هايتان را در كشور من بفروشيد ، سپس دستور داد تمام اموال آنها را مصادره كردند و آنها را به قتل رساندند . مى گويند عدّهء آنان هشتصد كافر بوده است . اين خبر را بازرگانان بغدادى كه به اسكندريه آمده بودند ، پخش كردند . « 2 »
هامش
( 1 ) - به : نويرى ، كتاب الالمام ، لوحه هاى 110 - 114 ( نسخه خطى - دارالكتب المصريه ، شماره 1449 و يك تصوير آفتابى از آن در دانشكدهء ادبيات دانشگاه اسكندريه نيز به شماره 737 ميلادى وجود دارد ) مراجعه كنيد .
( 2 ) - نويرى ، كتاب الالمام ، لوحهء 252 ( نسخه خطى هند ) .
تاريخ نيروى دريايى اسلام در مصر و شام (فارسى) — صفحة 123 | احمد مختار العبادى / سيد عبدالعزيز سالم