ولى بايد دانست كه بيبرس باوجود آمادگى دريايى ، ديگر كوششى براى آزادى قبرس انجام نداد ، شايد علّت آن بودكه بيبرس باخطرى بزرگتر از خطرصليبى روبروشد و آن ، خطر مغول بود ، زيرا مورّخان مىنويسند كه درهمان سال ( 1272 م ) ، براى رويارويى باتاتارها به سرزمين آنان رفت و چند كشتى بازشده رابا شتر باخود حمل مىكرد و آنها رادركنار فرات برزمين نهاد تا نيروهايش را به آن سوى انتقال دهد ، وى توانست بانيروهايش ازفرات بگذرد وبرسپاه مغول پيروز شود وبازماندگان آنها را درسال ( 1271 م ) درعراق تعقيب كند . به نظر مىرسد پيروزى بيبرس دراين عمليّات ، براو اين توان راداد كه بسيارى از دولتمردان مغول راجذب كند ، زيرا تاريخ نويس مغول ، « رشيد الدّين أن اباقا » يا « ابغاخان » داستان شوربختى خاندان جوينى راكه به تهمت ارتباط با پادشاه پيروز مصر بيبرس گرفتار آمده بودند ، مى نگارد . آنها متّهم بودند كه با او همدست شده اند تا كشور عراق را به او تحويل دهند . از جمله اينان مورّخ معروف عطا ملك جوينى حاكم عراق و برادرش خواجه شمس الدّين محمّد ، وزير و پسرانش بودند ايشان همگى داراى فضل و ادب و بخشش و بزرگوارى بودند و مجالس آنان همواره محل تجمّع اديبان و نويسندگان و شعرا بود هر چه داشتند در راه آباد سازى ويرانيهاى مغول نهادند و از هيچ خدمتى فرو گذار نكردند . « 1 » اين رويداد ما را به ياد گرفتارى برمكيان در روزگار رشيد مى اندازد و نشان مىدهد كه بيبرس در جبهه مغول نيز بر دشمنانش پيروز بوده است ، و توانسته مرزهاى شرقى را از خطر مغول آسوده سازد هر چند اين كار به زيان انتقام گيرى از قبرسيها در غرب تمام شده و او نتوانسته براى بار دوم به اين جزيره حمله كند . در زمان جانشين او سلطان منصور قلاوون ( 678 - 689 ه ) : ( 1279 - 1290 م ) ، شهر لاذقيه در سال 685 هجرى ( 1287 م ) سقوط كرد ، اين شهر آخرين پايگاه اميرنشين صليبى انطاكيه بود ، پس از آن شهر طرابلس شام در سال 688 هجرى ( 1289 م ) سقوط كرد ، از سخن مورخّان فهميده مىشود ، كه سلطان قلاوون با منجنيق ها و سپاهيانش آن را از ناحيه خشكى به محاصره درآورد و نخواست براى عمليّات دريايى از ناوگان استفاده كند تا آنجا كه
تاريخ نيروى دريايى اسلام در مصر و شام (فارسى) — صفحة 112
مساهمون: احمد مختار العبادى
ص١١٢
هامش
( 1 ) - فوأد عبد المعطى صياد ، مورخ المغول رشيد الدّين ، ص 58 - 59 .