تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ نيروى دريايى اسلام در مصر و شام (فارسى) — صفحة 60

مساهمون:

ص٦٠

ساختن كشتيها بپردازيد و بر هزينهء آن بيفزاييد به يارى خداوند از رنج و سختى دريا رها خواهيد شد . » « 1 » « خمارويه » نيز از پدرش توجّه به ناوگانها را به ارث برده بود ، در اين مورد ، « ابن منكلى » مىگويد : « در دوران احمد بن طولون تعداد كشتيهايى كه آمادهء « جهاد » بودند به يكصد شينى مى رسيد ، امّا پس از مرگش اين كشتيها به تملّك پسرش خمارويه درآمد و او بر تعداد و حجم ذخاير آنها افزود . » « 2 » امّا جانشينان خمارويه چنين توجّه و عنايتى را به نيروى دريايى نداشتند و شناورهاى نيروى دريايى در دوران آنها از چندين فروند تجاوز نمى كرد و چنين نيرويى در تاريخ خاندان طولونيان « 3 » نمىتوانست چندان نقشى داشته باشد ، زيرا دولت عبّاسيان جهت پايان دادن به حكومت طولونيان ، فقط اندكى از نيروى ناوگان عبّاسى را كه در آبراه طرسوس لنگر انداخته بود به كار گرفت اين ناوگان مركّب از هيجده فروند كشتى جنگى پر از نيرو و اسلحه بود كه فرماندهى آن را دريا سالار « دميانه » « 4 » بحرى به عهده داشت ، به اضافه لشكرى كه در خشكى بود و پسر سليمان كاتب فرماندهى آن را عهده

هامش
( 1 ) - ابن سعيد ، المغرب فى حلى المغرب ، ج 1 ، ص 95 .
( 2 ) - محمد بن منكلى ، كتاب الاحكام الملوكيه و الضوابط النموسية فى فن القتال فى البحر ، تابلو 41 ، باب 29 ، نسخه مصوّر از نسخه خطّى آن در دانشكده ادبيّات دانشگاه اسكندريه به شماره 9 م نگهدارى مىشود .
( 3 ) - اشعار طعن آميزى را كه محمد بن داوود دربارهء احمد بن طولون گفته است بر اين معنا دلالت دارد :لَهُ مَراكِبُ فَوْقَ النّيلِ راكِدَةٌ * فَماسِوَى الْقارِ لِلنُّظَّارِ وَ الْخَشَبِ ترى عَلَيْها لِباسَ الذُّلِّ مُدْبُنَيَتْ * بالِشَّطِّ مَمْنُوعَةٌ مِنْ عِزَّةِ الطَّلَبِ فَما بَنا ها لِغَزْو الرُّومِ مُحْتَسِباً * لكِنْ بَناها غَداةَ الرَّوْعِ وَ الْعَطَبِبراى او كشتيهايى كه بر روى رود نيل بى حركت اند ، بيننده ، جزقير و چوب از آنها چيزى نمى بيند ، گويا ازاوّل لباس خوارى بر آنها پوشيده شده و پهلو گرفته اند و اجازه‌ندارند با سربلندى در پى مأموريت خويش برآيند ، اين كشتيها را براى نبرد با روميان نساخته اند بلكه به جهت ترس و رنج قرار داده‌اند ( المقريزى ، الخطط ، ج 3 ، ص 90 و سيوطى ، ج 2 ، ص 223 . )
( 4 ) - الكندى ، ص 245 و النجوم الزاهرة ، ج 3 ، ص 109 ، 136 .