تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ نيروى دريايى اسلام در مصر و شام (فارسى) — صفحة 54

مساهمون:

ص٥٤

سپس طرسوس در 264 هجرى كه احمد بن طولون وارد آن گرديد و تصميم بر ماندن در آنجا و همراهى با جنگاوران « 1 » را گرفت ، تحت فرمان وى در آمد و « سيماالطويل » را بر آن گماشت امّا او پس از شش سال بر وى شوريد و هنگامى كه ابن طولون در سال 269 هجرى براى بر كنار نمودن « يازمان خادم » كه در آنجا فتنه و آشوب كرده بود ، بدان سامان روى آورد كار براو سخت گشت و « يازمان » « 2 » آب رودخانه « بردان » را درمسير لشكريان ابن طولون رها كرد كه در نتيجه اردوگاه را آب فرا گرفت « 3 » و ابن طولون ناگزير از ترك منطقه شد . « 4 » در سال بعد ، يعنى 270 هجرى ، طرسوس مورد تعرّض و هجوم بيزانسى ها قرار گرفت . در اين سال بيزانسى ها با سپاهى مركّب از يكصد هزار نفر به شهر قلميه كه در شش ميلى طرسوس واقع بود يورش بردند . « يازمان » بر آن شبيخون زد و گفته اند كه هفتاد هزارتن از آنان را كشت و فرمانده آنها را به قتل رساند و اشياء بسيارى را به غنيمت برد « 5 » و در سال 274 هجرى در سرزمين روم پيش رفت وتعداد زيادى از مردم آن سامان را به هلاكت رساند و غنايم زيادى را به دست آورد و عدّه بسيارى از آنان را به اسارت خويش درآورد . « 6 » به گفته مسعودى « يازمان خادم » فرمانرواى طرسوس ، دريا نوردانى را در اختيار داشت كه كسى مثل آنها را نديده بود و نيرو مند تر از آنان را سراغ نداشت ، دشمنان از آنان بيمناك بودند و مسيحيان در قلعه و پناهگاههاى خود از آنها مى ترسيدند . « 7 » « خمارويه » ( پسراحمد بن طولون ) به هدف اينكه يا زمان تحت حمايت او در آيد در پى كسب دوستى با وى بود ، به هر حال اين سياست به ثمر نشست و از پندار تجاوز كرد و در سال 277 هجرى ، سى هزار دينار ، پانصد دست لباس فاخر ، پانصد

هامش
( 1 ) - ابن اثير ، ج 7 ، ص 317 .
( 2 ) - ابن اثير وى را « باز مار » خوانده است .
( 3 ) - الكندى ، ص 229 و مسعودى ، مروج الذهب ، چاپ محى الدّين عبدالحميد ، قاهره 1958 ، ج 4 ، ص 213 .
( 4 ) - ابن اثير ، ج 7 ، ص 396 ، 409 .
( 5 ) - همان مدرك ، ص 406 - 407 .
( 6 ) - همان مدرك ، ص 427 .
( 7 ) - مسعودى ، مروج الذهب ، ج 4 ، ص 213 .