فرنگيها خود بيشتر دستخوش تفرقه بودند ، اما چون مسلمانان به لحاظ سياسى متحد نبودند ، امكان استفاده از اختلاف ميان دشمن براى آغاز جنگى فراگير برايشان وجود نداشت . اما پس از نبرد حطين از يك سو همهء تناقضهاى موجود در اين رژيمها آشكار گشت و نقاط ضعف آنها كه در پردهء « هيبت » يا « برترى نظامى » پوشيده مانده بود روشن گرديد و از سوى ديگر نبرد حطين نشان داد كه نيروى انسانى - نظامى رزمى - رژيمهاى صليبى بسيار ضعيف است . و همين امر تفسيركننده فروپاشى اين حكومتها و امارات با وارد آمدن يك ضربه بود .
ب . نتايج نظامى
نبرد حطين از نظر درسهاى نظامى بسيار پربار بود . خلاصه درسهايى كه از رويدادهاى فراوان اين نبرد مىتوان گرفت به قرار ذيل است :
1 . نبرد حطين نمونه كامل و درخشان يك استراتژى تهاجم غير مستقيم است . زيانهاى قطعى جنگ از قبل به وسيلهء فرماندهان فرنگى پيشبينى شده بود - چنان كه ريموند انقراض مملكت صليبى را به عنوان يكى از نتايج جنگ مورد اشاره قرار داد - . اين نيز درست است كه جنگجويان فرنگى در ميدان نبرد از خود شجاعتى خيرهكننده نشان دادند ، ولى اين نيز حقيقت دارد كه فرماندهانشان در ادارهء نبرد نقش تعيينكنندهاى نداشتند . اين بود كه استراتژى تهاجم غير مستقيم قرين موفقيت شد و فرماندهان دشمن همهء خواستههاى صلاحالدين را پذيرفتند .
2 . نبرد حطين نمونه كامل يك جنگ تار و مار كننده بود . صلاحالدين پيش از نبرد با انجام چند عمليات پياپى از قدرت صليبيها كاست و آنان را ناگزير ساخت تا در مواضع دفاعى خود بمانند و سرانجام توانست آنان را به محاصره درآورد و در يك نبرد دفاعى تاكتيكى و تهاجمى استراتژيكى درهم بكوبد به طورى كه صليبيها ناگزير شدند به ميدانى كه صلاحالدين برايشان تعيين كرد وارد گردند . اين از يك سو . از سوى ديگر پياده نظام مسلمانان با تهديد پيوسته نيروهاى صليبى ( با تيراندازى از راه دور ) پيش از آغاز نبرد نهايى نيرويشان را تحليل بردند .
3 . استفاده از ويژگيهاى صحنهء عمليات ( توپوگرافى ) . نيروهاى طرفين ، كه به طور تقريب از نظر تعداد با يكديگر متوازن بودند ، در شرايط مساوى وارد نبرد شدند . اما صلاحالدين با استفاده از مشخصه زمين ، نيروهاى فرنگى را به محاصره درآورد و نابود ساخت .