1 . وضعيت كلى در جبههء مسلمانان
نبرد عقاب ضعف مسلمانان را آشكار ساخت و شوكت حكومت موحدون را از ميان برد . محمد بن يوسف بن هود جذامى سر به شورش برداشت و اعراب به او پيوستند . سپس محمد بن يوسف بن نصر مشهور به « ابن الاحمر » از ابن هود انشعاب كرد و اين محمد به شيخ ملقب گرديد . درگيرى ، از مبارزه ميان مسيحى و مسلمان به مبارزه مسلمانان با يكديگر تبديل شد . ابن هود به نام خليفه عباسى بغداد خطبه مىخواند ، سپس او و فرزندانش گرفتار جنگ و بدبختى شدند تا آنكه نوبت به آخرين آنها يعنى واثق بن متوكل رسيد . آلفونسو حاكم قشتاله و امير بارسلونا عرصه را بر او تنگ كردند ؛ و او نسبت به ابن الاحمر اظهار فرمانبردارى نمود . « 2 » در طول اين مدت درگيريهاى سختى روى داد . پس از رفتن ابن هود از اشبيليه به مرسيه ، ابومروان باجى در اشبيليه سر به شورش برداشت . محمد بن الاحمر به او پيشنهاد كرد كه در برابر صلح دخترش را به ازدواج وى درمىآورد و ابومروان سر به فرمان نهاد . آنگاه محمد الاحمر در سال 632 ه / 1234 م وارد اشبيليه گرديد و سپس ابنباجى را غافلگير كرد و كشت . ابن هود به اشبيليه بازگشت و ابن الاحمر را از آنجا بيرون راند . سپس در سال 635 ه / 1237 م به كمك ساكنان غرناطه بر اين شهر چيره گرديد و به آنجا انتقال يافت و دژ الحمرا را براى سكونت خويش بنا كرد . سپس بر مالقه چيره شد و آنگاه مريه را از دست ابن رميمى وزير