تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزهاى سرنوشت ساز در جنگهاى صليبى (فارسى) — صفحة 100

مساهمون:

ص١٠٠

1 . از فتح اسلامى تا اشغال صليبى

يك سال پس از محاصرهء قدس ( سال 17 ه ) مسلمانان همهء مناطق فلسطين ، اردن ، شام و عراق را آزاد ساختند و بر همگان آشكار گرديد كه مقاومت در برابر حركت اعراب مسلمان ناممكن است . اما كشيش « سفرونيوس » از تسليم شهر مقدس جز به عمر بن خطاب خوددارى ورزيد . عمر آمد و بالاى كوه زيتون با سفرونيوس ديدار كرد . كليدهاى شهر مقدس را از او تحويل گرفت و همراه وى به زيارت شهر رفت . در آنجا يكسره به جايگاه هيكل سليمان رفت كه رسول خدا ( ص ) در شب معراج از آنجا به آسمان بالا رفته بود . عمر خواست كه از مكانهاى مقدس مسيحيان ديدار كند ، كشيش او را به كليساى قيامت برد و هر چه در آن بود نشانش داد . هنگام حضور در كليسا وقت اذان فرا رسيد . خليفه پرسيد كه در كجا مىتواند نماز بخواند . سفرونيوس از خليفه خواست كه در جاى وى بايستد . اما عمر به مدخل بيرونى كليسا رفت ، تا مسلمانان نسبت به محل نماز عمر مدعى حقى نشوند . آنگاه پيمان صلح به امضا رسيد و شهر مقدس زير حكومت اعراب مسلمان درآمد . مسيحيان با طيب خاطر حاكميت مسلمانان عدالت‌گستر را پذيرفتند ، چنان كه يك مورخ نسطورى دربارهء احساس عامهء مردم در قبال مسلمانان مىگويد : « دلهاى مسيحيان پذيراى رياست اعراب گرديد ، خداوند بر نيروى اين رياست بيفزايد و آن را آبادان بدارد » . مسيحيان از پيروزى مسلمانان متأسف نبودند . چرا كه ثروتشان نسبت به روزگار امپراتوران مسيحى فزونى گرفت ، آرامش حكمفرما گرديد ، بازرگانى و صنعت رونق گرفت و مالياتها كاهش يافت . اين وضعيت در دوران بنىاميه و دوره نخست بنىعباس ادامه يافت . به طورى كه كشيش بيت‌المقدس به همكار خود در قسطنطنيه در توصيف احوال مسيحيان نوشت : حكمرانان اسلامى دادگرند ، نه به ما زيانى مىرسانند و نه زور مىگويند » ، اين تعبير در حالى به كار مىرود كه در جنگ مسلمانان و بيزانسيها ، مسيحيان از جانبدارى نسبت به بيزانسيها ترديد نمىكردند ، گرچه موضع‌گيريهاى خصمانه موجب تحريك مسلمانان مىگرديد و گاه با مسيحيان از در دشمنى وارد مىشدند ، اما روح گذشت همچنان بر رفتار مسلمانان حاكم ماند . وارد آمدن شكستهاى پياپى از سوى مسلمانان بر بيزانس نقش به‌سزايى در تضعيف روابط مسيحيان با بيزانسيها داشت ، جز اينكه در روزگار هارون‌الرشيد تحولاتى عجيب رخ داد .