تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انديشه هاى اسلامى در بستر تاريخ (فارسى) — صفحة 98

مساهمون:

ص٩٨

در اين قسمت نيز نه اصل زندگى اجتماعى جاى انكار است و نه اخلاق به معناى آداب و مقررات اجتماعى براى زندگى جمعى . ولى اين نوع برداشت از اخلاق نيز نادرست است ؛ زيرا موجب نسبىگرايى و بىاعتبارى اصول ارزش‌هاى اخلاقى مىشود ؛ چرا كه به موازات اجتماعات مختلف بشرى و ذائقه‌هاى متفاوت انسان‌ها در سراسر گيتى و جوامع گوناگون ، آداب و مقررات اجتماعى وجود دارد ، و نتيجهء معلول روابط اجتماعى دانستن كليه محاسن اخلاقى ، نسبى و متغير بودن اخلاقيات است . اسلام ضمن اينكه « من اجتماعى انسان » و حيات جمعى و نيز اخلاق به معناى روابط ، آداب و مقررات اجتماعى را تأييد مىكند ، ولى زندگى انسان را در حيات اجتماعى و اخلاقيات را در آداب اجتماعىِ منحصر نمىداند . « 1 » 3 - زندگى انسانى ، ( اخلاق به معناى مكارم اخلاقى ) در اين مرحله ، انسانيّت و صفات عالى انسان برآمده از فطرت اصيل او مدنظر بوده و انسان بايد در پرتو مكارم اخلاقى ، كرامت‌هاى ذاتى و خصلت‌هاى پسنديده انسانىاش را شكوفا سازد و به كمالات روحى و معنوى و در نتيجه ، حيات متعالى و زندگى ايده‌آل برسد . اين نوع اخلاقيات است كه از روح الهى و من متعالى ( من برتر ) سرچشمه مىگيرد و زندگى متناسب با آن هم « حيات معقول » و يا به تعبير قرآن « حيات طيّبه » « 2 » و « حيات حقيقى » « 3 » ناميده مىشود ؛ چون حيات معقول ، نوعى از زندگى است كه در آن همه استعدادهاى وجود آدمى تا آن جا كه مقدور و ميسر انسان است در برآوردن نيازهاى مادى و معنوى او به فعليت برسد ، به‌گونه‌اى كه انسان در پرتو رشد و تعالى روحى و نيل به كمالات معنوى بتواند « پرواز كند تا برِ دوست » و به مقام قرب الهى و لقاى محبوب حقيقى و اصل شود و به اين وسيله به زندگى ، معنا و مفهوم حقيقى و به فلسفه آفرينش وجود خويش نيز عينيّت خارجى بخشد .

هامش
( 1 ) - ر . ك . اخلاق ، محمدتقى فلسفى ، ج 1 ، ص 58 - 83 و 106 .
( 2 ) - ر . ك . نحل ( 16 ) ، آيه 97 .
( 3 ) - ر . ك . انفال ( 8 ) ، آيهء 42 . براى تحقيق بيشتر ر . ك . اخلاق فلسفى ، ج 1 ، ص 3 - 6 و 41 - 56 .
انديشه هاى اسلامى در بستر تاريخ (فارسى) — صفحة 98 | جمعى از نويسندگان