را جزو وظايف اصلى اهل ايمان دانستن . « 1 » بر اثر به هم آميختگى دين با سياست ، پيامبر و ائمه ( ع ) در امور سياسى - اجتماعى دخالت مىكردند ، به گونهاى كه به لقب « ساسة العباد » يعنى سياستمداران و ادارهكنندگان بندگان خدا ملقب شدهاند . « 2 » بخش عظيمى از زندگى ائمه ( ع ) را امور سياسى اسلام و مبارزه در راه اصلاح امر سياست و به دست گرفتن منصب خلافت و حكومت كه حق مسلم آنها بود ، تشكيل مىداد . بهترين گواه بر اين موضوع ، درگيرى امامان با حكام طاغوتى و شهادت در اين راه بوده است . از روشنترين دلائل تفكيكناپذيرى سياست از ديانت در اسلام ، انديشه تشكيل حكومت واحد جهانى اسلام است ، كه به دست آخرين حجت خدا ، حضرت مهدى ( عج ) - در روزگارى كه سراسر گيتى را ظلم ، فساد و جنايت فراگيرد و مردم دنيا و ملل مستضعف از ظلم و نابرابرى دولتهاى استكبارى و ايادىشان به ستوه آيند - تحقق خواهد پذيرفت . آنگاه حاكميت بر زمين و زمينيان از آنِ صالحان و مستضعفان خواهد بود . « 3 »
انديشه هاى اسلامى در بستر تاريخ (فارسى) — صفحة 65
مساهمون: جمعى از نويسندگان
ص٦٥
از آنچه كه درباره آميختگى سياست با ديانت در اسلام گفته شد ، تا حدودى روشن گشت كه اسلام دين حكومت است و بدون تشكيل حكومت دينى ، اهداف عالى آن تحقق نخواهد پذيرفت .
وجود حكومت از جمله نيازهاى ابتدايى و ارتكازى بشر است و آيينى كه شالودهاش بر فطرت و عقل است ، نمىتواند نسبت به يكى از اولىترين و ضرورىترين نيازهاى جامعه انسانى يعنى حكومت ، بىاعتنا باشد .
چه اين كه اسلام برنامههاى لازم جهت سعادتمند شدن انسان را آورده است . تحقق اين برنامهها تا دستيابى به سعادت جز با تشكيل حكومت اسلامى و پياده كردن همه احكام و قوانين فردى و اجتماعى آن ميسر نيست ؛ زيرا تشكيل نشدن حكومت دينى موجب راكد ماندن بخشهاى مهمى از برنامههاى سياسى ، اجتماعى و فرهنگى آن مىشود و در نتيجه ، رسيدن به اهداف عالى آن را ناممكن مىسازد . « 4 »
هامش
( 1 ) - ر . ك . بقره ، آيه 279 ؛ هود ، آيه 113 ؛ نساء ، آيه 58 ؛ نحل ، آيه 90 و آيات ديگر .
( 2 ) - ر . ك . مفاتيح الجنان ، اوايل زيارت جامعه كبيره .
( 3 ) - ر . ك . انبياء ، آيه 105 ؛ قصص ، آيات 5 - 6 .
( 4 ) - ر . ك . معنويت تشيع ، علامه طباطبايى ، ص 58 - 61 ، انتشارات تشيع ، قم .