درس پنجم : دين و حكومت
از چالشهاى مطرح در بارهء دين و تفكر دينى كه پيشينه هم دارد ، جدا انگارى سياست از ديانت ( : سكولاريسم ) است .
در اين درس ، در راستاى پاسخ به چالش و شبهه مزبور ، به تبيين جايگاه سياست و حكومت در اسلام مىپردازيم .
تفكيكناپذيرى دين از سياست در اسلام
سياست در لغت به معناى رعيتدارى ، اصلاح امور مردم و نگاه داشتن حد هر چيز ، آمده است . « 1 » اما در اصطلاح و در عرف بينالملل تعاريف زيادى مطرح شده كه از مجموع تعاريف ارائه شده براى سياست « 2 » ، مىتوان آنها را به دو دسته كلى : « سياست خوب و ارزشمند » و « سياست ناپسند و ضد ارزشى » تقسيم كرد . سياست خوب و پسنديده ، همان است كه در كلام خواجه نصير طوسى به « سياست فاضله » تعريف شده و معادل امامت در مفهوم اسلامى آن است و آن ، همان مردمدارى ، هدايت خلق و اصلاح امور مردم است . اما سياست ناپسند ، كه به تعبير خواجه « سياست ناقصه » ناميده مىشود ، به معناى تقلب ، مردم فريبى و نگونبخت ساختن آنان است . « 3 »
هامش
( 1 ) - لسان العرب ، جمالالدين محمد بن مكرم مصرى ، ج 6 ، ص 108 - 109 .
( 2 ) - ر . ك . رسائل اخوان صفا ، ج 4 ، ص 250 - 272 ( رساله نهم ) ، چاپ بيروت .
( 3 ) - ر . ك . اخلاق ناصرى ، با مقدمه و پاورقى وحيد دامغانى ، ص 298 ، مؤسسه انتشاراتى فراهانى .