همچنين قرآن مجيد در آيهاى ديگر ، مؤمنان واقعى را اينگونه توصيف مىكند : « انَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذينَ امَنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ اذا كانُوا مَعَهُ عَلى امْرٍ جامِعٍ لَمْ يَذْهَبُوا حَتَّى يَسْتَأذِنُوهُ . . . » ( نور : آيه 62 ) همانا مؤمنان كسانىاند كه به خدا و پيامبرش گرويدهاند و هنگامى كه با او بر سر كارى اجتماع كردند ، تا از وى كسب اجازه نكنند ، نمىروند . مفسر كبير مرحوم طبرسى « امر جامع » را چنين معنا مىكند : منظور ، هر كارى است كه اجتماع عمومى و همكارى و حضور مردم را مىطلبد ، همانند جنگ ، جلسهء مشورتى ، نماز جمعه و مانند آن . « 1 » با توجه به مضمون اين آيه بايد گفت ؛ هرگونه بىتفاوتى نسبت به مصالح عمومى و اجتماعات دينى ، بهويژه در آنجايى كه به حيثيت و كيان كشور اسلامى مربوط مىشود ، سير نزولى ايمان را در پى دارد ، چنان كه پس از ارتحال رسول اكرم ( ص ) به انزوا و خانهنشينى امام على ( ع ) انجاميد ، همانطور كه با حضور مجدّد مردم بر گرد شمع ولايت ، حكومت دادگستر علوى شكل گرفت و امام ، خود در اين باره فرمود : « لَوْ لا حُضُورُ الْحاضِرِ وَ قيامُ الْحُجَّةِ بِوُجُودِ النَّاصِرِ . . . لَالْقَيْتُ حَبْلَها عَلى غارِبِها وَ لَسَقَيْتُ آخِرَها بِكَاْسِ اوَّلِها » « 2 » اگر حضور اين انبوه جمعيت و اتمام حجت بر وجود ياوران نبود . . . مهار شتر خلافت را بر كوهانش مىافكندم و انجام آن را با جام آغازش سيراب مىكردم .
انديشه هاى اسلامى در بستر تاريخ (فارسى) — صفحة 129
مساهمون: جمعى از نويسندگان
ص١٢٩
هيچ خردمندى در ضرورت وحدت و انسجام ملّت براى قوام و دوام حكومت ، ترديد ندارد ؛ چنان كه شوكت و عظمت ملّتها نيز در پرتو همبستگى آنها تأمين مىشود
هامش
( 1 ) - مجمع البيان ، ج 7 - 8 ، ص 248 .
( 2 ) - نهجالبلاغه ، خطبهء 3 ، ص 52 .