و گوهر وجود خويش را به زيور صفات نيك و فضايل آراسته باشند . اين حقيقتى است كه مىتوان در جوامع مختلف مورد شناسايى قرار داد . نوع متخلفان اجراى قوانين و مسؤوليت گريزان جامعه معمولًا از افراد غير اخلاقى مىباشند . اما به عكس در اسلام ، چون شالودهء احكام و قوانين اسلامى را اخلاق و فضايل انسانى از قبيل رفق و مدارا ، صبر و بردبارى ، گذشت و ايثار ، محبت و عشق ، احسان و نيكى ، نوع دوستى و همدردى با ديگران و مانند آن تشكيل مىدهد ، از همين رهگذر ، احساس مسؤوليت و تعهدپذيرى در شهروندان مسلمان و مؤمنان بسيار قوىتر و محسوستر از جوامع غير دينى است ؛ به ويژه روابط اجتماعى و خانوادگى بسيار سالمتر و مطلوبتر بوده و كانون خانواده و اجتماع پر از صميميت و صفا ، محبت و عشق به يكديگر و علاقمندى مىباشد . به عنوان نمونه ، پيامبر گرامى اسلام ( ص ) ، در راستاى تحكيم روابط زن و شوهر ، به كارگيرى روش محبتآميز را به مردان توصيه مىكند و مىفرمايد : « قَوْلُ الرَّجُلِ لِلْمَرأَةِ انّى احِبُّكَ لا يَذْهَبُ مِنْ قَلْبِها ابَداً . » « 1 » سخن مرد به همسرش كه ، تو را دوست دارم هرگز از دل زن خارج نخواهد شد !
آرامش روحى و شادابى در پرتو اخلاق
انسان متخلق به اخلاق الهى از چنان آرامش روحى و نشاطى برخوردار است كه بسيارى از توانگران جهان از آن محرومند . امام على ( ع ) در حديث زير به اين حقيقت تصريح كرده است : « لا عَيْشَ اهْنَأُ مِنْ حُسْنِ الْخُلْقِ . » « 2 » هيچ زندگيى ، گواراتر از حسن خلق نيست .