مسلمانان با گذر از سند تا كشمير نفوذ كردند « 1 » . قدرت مسلمانان تا عصر مأمون در اين منطقه حفظ شد تا آنكه با شكلگيرى حكومتهاى مقتدر محلى در شرق ايران ، نفوذ مستقيم خلافت در ناحيه سند رو به سستى گرائيد و سلسلههاى محلى ايران بر اين امر پيشى گرفتند . با نفوذ اسلام در اين منطقه ، دين جديد از سوى بسيارى از هنديان با استقبال روبهرو شد . تساهل و تسامحى كه در آيين هندويى نسبت به ساير اقوام و مذاهب وجود داشت ، نقش بسيار مهمى در گرايش توده مردم به دين اسلام داشت . انديشه هنديها از اسلام در اين دوره بسيار مثبت و خوشايند است و شيوهء مدارا جويانه مسلمانان نسبت به هنديها سبب جذب قلوب آنها مىشود . مطلب بسيارى مهمى كه بايد به آن اشاره نمود ، نقش مؤثر بازرگانان و مهاجران در اشاعه و گسترش اسلام بين هنديان است . به طور كل بيشترين اثرپذيرى و مبادلات فرهنگى ميان ايرانيان و هنديها به خصوص در دوران اسلامى از طريق اين دو گروه انجام مىشده است . « 2 » گرايش اوليه اهالى سند به دين مبين اسلام ، رهين كوششهاى خستگىناپذير تجار و بازرگانان مسلمان است « 3 » و استقرار دين اسلام در دل بسيارى از هندوان حاصل فعاليتهاى متداوم مهاجران است ، كه با اعتقادى راسخ به تبليغ و نشر اسلام در ميان طبقات مختلف جامعه مىپرداختند . « 4 »
حكومتهاى اسلامى ايرانى در هند
در سده اول هجرى مسلمانان بارها تا رود سند پيش رفتند و حتى سند و مولتان را نيز تصرف نمودند ، « 5 » ولى دامنه فتوحات آنها توسعه نيافت و در غرب هند متوقف شد . يعقوب ليث صفارى ( 247 - 265 ق . ) نيز به عنوان نخستين امير مسلمان ايرانى تا حدودى