رابطه ديرينه هنديها و ايرانيان
جواهر لعل نهرو ايرانيان را قديمترين ملتى مىداند كه در زندگانى و فرهنگ هندويان نفوذ كردهاند . « 1 » بنا بر شواهد تاريخى ، ايران و هند دو سرزمينى هستند كه بخش عمدهاى از اقوام آريايى به اين مناطق مهاجرت نمودند . آرياييها كه ساليان دراز را با هم گذرانده بودند و اخلاق و صفات مشترك داشتند ، پس از جدايى و مهاجرت به سرزمينهاى مورد نظر ، بسيارى از ويژگيهاى مشترك قومى را همچنان حفظ كردند . « 2 » در نتيجه پيوندها و وابستگيهاى عميق فكرى و فرهنگى ميان دو قوم از زمينهاى استوار و مستحكم برخوردار مىباشد . در عصر هخامنشيان و زمان امپراتورى داريوش اول ( 521 - 486 ق . ) ايرانيان تا مرزهاى هند پيشروى نموده ، منطقه سند را جزو قلمرو ايران كردند كه داريوش در كتيبه بيستون از آن ياد كرده است . « 3 » در زمان اشكانيان كشمير و پنجاب و حوزهء رود مهران ضميمهء قلمرو اين امپراتورى بوده است . در اين دوره در روابط ايران و هند ، جنبههاى بازرگانى بر ساير بخشها تفوّق داشته است . « 4 » ساسانيان نيز كه بيش از چهار سده ( 226 - 631 م ) بر ايران زمين فرمانروايى كردند ، با سلاطين هند به خصوص پادشاهان سلسله گوتپاد مناسبات دوستانهاى داشتند . در اين دوره تماس ادبى و هنرى ايران و هند بيش از هر زمان ديگرى بوده است . چنان كه بيان شد ، ارتباط و تبادل افكار و عقايد ميان ايران و هند از قدمت بسيار ديرينهاى بهرهمند بوده و به پشتوانهء همين پيوند و همبستگى فرهنگى ، ايرانيان در دورههاى بعد بذر اسلام را در دل بسيارى از هنديان نشاندند .