نداشتند ، توجه ويژه نموده و آنها را با برخى معيارهاى فرهنگى مانند آزاد انديشى ، عدالت فكرى و تبادل فرهنگى آميخت و توسعه بخشيد . « 1 » تحول تربيتى و فكرى كه دين اسلام در تمدن ايران ايجاد نمود ، واضح و مشهود است ؛ تحولى كه در سايه آن محو استثمار و بردگى جسمى و فكرى اصلى لازم شمرده مىشد . اسلام بند فكرها را گسست و ذهن و انديشهها را از محبس آزاد نمود و بىخبرى و واپسماندگى را محكوم نمود . در نتيجه آموزههاى اخلاقى دين اسلام ، روابط اجتماعى دگرگونى خاصى يافت . برابرى ، مساوات جويى ، عدالت محورى ، توجه به حقوق ديگران و . . . از اصولى است كه در تمدن ايران پيش از اسلام چندان نمود داشت و اين دين مبين اسلام بود كه اين ارزشهاى اخلاقى و اجتماعى را در تمدن ايران جلوهگر ساخت . اسلام با اصلاح نظام حكومتى ايران بر بسيارى از جلوههاى تمدنى اين سرزمين ، كه مرتبط با حكومت بودند ، نيز تأثير شگرفى نهاد . با لغو تبعيضات و تعارضهاى اجتماعى امكانات و مزاياى اجتماعى براى همگان يكسان شد . در ايران باستان عامّه مردم از حيث سواد و ادب و علم بضاعتى نداشتند و بخش عمدهء امور تعليم و تربيت در انحصار موبدان ، دبيران ، نجيب زادگان و اشراف بود « 2 » ؛ اما پس از ورود اسلام در سايه ديدگاه غير طبقاتى اين آيين شريف ، علم و دانش از انحصار طبقات خاص خارج گرديد و راه تحصيل و تعليم بر روى مردمى كه ساليان دراز از آن محروم بودند ، گشوده شد . مسألهاى كه جان تازهاى به تمدن ايران بخشيد ، گسترش روحيه دانشطلبى در جامعه بود . اهميتى كه دين اسلام براى فراگيرى علم و دانش قائل بود « 3 » هيجان و انگيزه مردم را براى كسب علم افزايش داد و باعث بارور شدن استعدادهاى نهفته و ايجاد يك نهضت علمى فراگير در اجتماع شد . در سايه اين انقلاب فرهنگى ايرانيان به سرعت پلههاى تعالى و ترقى را در بسيارى از علوم زمان پيمودند و پيش آهنگان فرهنگ و تمدن اسلامى گرديدند .
تاريخ اسلام و ايران (فارسى) — صفحة 55
مساهمون: عبدالحسين برهانيان
ص٥٥
هامش
( 1 ) . ابوالفضل عزتى ، پيشين ، ص 288 .
( 2 ) . عزيزاللَّه بيات ، پيشين ، ص 236 .
( 3 ) . در اين زمينه ر . ك : على اكبر ولايتى ، پويايى فرهنگ و تمدن اسلام ، ج 1 ، ص 67 - 72 .