پيوند دين و سياست
هم اينك جريانهاى اسلامى در ميان مهمترين گروههاى سياسى جهان قرار دارد . اين جريانهاى مذهبى بر اين اعتقادند كه سياست و مذهب ارتباط تنگاتنگ دارند . اين باور متأثر از انقلاب اسلامى و نظريه جهان گرايى ( تلفيق دين و سياست در عرصه جهان ) آن است . به بيان ديگر ، از همان روزهاى نخستين پس از پيروزى انقلاب اسلامى ، امام خمينى ( ره ) نظريه جهان گرايى انقلاب اسلامى را به عنوان عالىترين و وسيعترين مظهر پيوند دين و دولت مطرح ساخت . ايشان بر اساس آموزههاى دينى بر اين باور بود كه اراده مستضعفان سرانجام رهبرى جهان را از آن خود خواهد كرد و حتى نويد مىداد كه وعده خداوند به زودى تحقق خواهد يافت و محرومان جايگزين ثروتمندان خواهند شد . البته پى بردن به همراهى اسلام گرايى ( دين ) و جهان گرايى ( سياست ) در انديشه انقلاب اسلامى دشوار نيست ؛ زيرا تأسيس امت پان اسلامى كه مىتواند مسلمان را صرف نظر از مليتهاى مختلف و نيز موانع قومى و سياسى موجود به هم پيوند دهد ، از ارزشها و شعارهاى انقلاب اسلامى است . به علاوه ، تأكيد شديد انقلاب اسلامى به لزوم پيروى از كتاب مقدس ( قرآن ) و احكام اسلامى شكى باقى نمىگذارد كه اين انقلاب در پى تحكيم جهانى اصول بنيادين اسلام در جهان است . اين پديده همان چيزى است كه برخى از انديشمندان مغرب زمين و از جمله هنيز در سال 1372 / 1993 آن را تجديد حيات جهانى مذهب ( اسلام ) خواند . « 2 » به همين دليل دولت آمريكا بر آن شد كه اسلام گرايى را از عوامل نابودى جهان بخواند و