فعالان مسلمان را به عنوان رزمندگان شركت كننده در جنگ اسلام و غرب نام ببرد . رهبران اتحاد جماهير شوروى سابق نيز ترس خويش از اسلام انقلابى الهام يافته از انقلاب اسلامى و خطرات آن براى شوروى را كتمان نمىكردند . بعدها يك تحليل گر آمريكايى از اين پديده به عنوان انتفاضه جهانى ياد كرد . نتيجه اين كه هم شرق و هم غرب ، اسلام سياسى ( اسلام معتقد به پيوند دين و سياست ) ناشى از انقلاب اسلامى را خطر عمدهاى براى منافع خود تلقى مىكردند ، و هر كدام تلاش بسيارى انجام دادند تا از دشمنان جنبشهاى اسلامى سياسى حمايت نمايند . « 1 » هانتينگتون در سال 1372 / 1993 و در مسير دشمنى غرب با اسلام سياسى ملهم از انقلاب اسلامى گفت : بلوك اسلامى كه خود را رقيب كهن غرب مىداند ، خطر اصلى فرا روى نظم جهانى آمريكايى است كه آن ، دين و سياست را جدا از هم مىخواهد . در واقع بعد از مرگ كمونيسم ، اسلام شخصيت اصلى سناريوى مورد نظر آمريكاست . توجه شديد غرب به اين موضوع ، به ظاهر پاسخى است به آنچه يك انديشمند غربى ( لارونس ) در 1369 / 1990 آن را ضربه انقلاب 1357 / 1979 ايران ، شگفتى پديده امام خمينى ( ره ) و دشوارى كنار آمدن با اسلام گرايى ايرانى مىخواند . از اين رو ، پس از انقلاب اسلامى مطالعات وسيعى براى شناخت رابطه بين دين و دولت الهام گرفته از انقلاب اسلامى در آمريكا به مركزيت دانشگاه شيكاگو آغاز گشته است ، ولى با اين وجود با هم ديدن و با هم خواستن دين و سياست در دنيا ( مانند جنبش الهيات رهايى بخش آمريكاى لاتين ) و به ويژه دنياى اسلام ( مانند حماس و حزب اللَّه ) به يك ارزش نهادينه شده تبديل شده است . « 2 »
تاريخ اسلام و ايران (فارسى) — صفحة 127
مساهمون: عبدالحسين برهانيان
ص١٢٧
انتخاب اسلام براى مبارزه با استبداد و استكبار تحول نوينى است كه پس از انقلاب اسلامى روى داده ، قبل از آن حتى گروههاى سياسى ايرانى چون مجاهدين ديروز و منافقين امروز هم اعتقاد راسخى به توانا بودن اسلام در مبارزه عليه بيداد و ستم نداشتند ، ولى انقلاب ايران
هامش
( 1 ) . كيلى ، همان .
( 2 ) . همان .