فلسفه
فلسفه از دو كلمهء يونانى فيلو و سوفيا به معناى دوستدار دانايى است و در اصطلاح عبارت است از علم به احوال موجود از آن جهت كه موجود است نه از آن جهت كه تعيّن خاص دارد ؛ مثلًا جسم است يا كم است يا كيف است يا انسان است يا گياه است و غيره « 1 » . فلسفه در جهان اسلام براى نخستين بار در قرن دوم هجرى با ترجمهء كتابهاى يونانى به عربى آغاز گرديد « 2 » . اين زمان را تا پايان قرن چهارم - به دليل ترجمههاى فراوان متون مختلف - « عصر ترجمه » ناميدهاند . البته بسيارى از فيلسوفان مترجم و برخى از مترجمان فيلسوف بودهاند « 3 » . ايرانيان فلسفهء اسلامى را آغاز نكردند و نخستين فيلسوف اسلامى ، عرب است « 4 » ؛ ولى پس از آشنايى با آن بيشتر از هر قومى ديگر به پويايى و گسترش آن كمك كردند « 5 » . هانرى كربن فيلسوف فرانسوى مىگويد : از همان آغاز ايرانيان سهم بزرگى در جهش تفكّر فلسفى در اسلام داشتهاند و با مرگ ابن رشد فيلسوف بزرگ عرب ( 595 ه . ) فلسفهء اسلامى از اندلس به ايران منتقل مىشود . « 6 » همچنين ، مؤلف كتاب « تاريخ علوم اسلامى » معتقد است : حق مطلب آن است كه علوم و فنون و معارف و صنايع در دست بشر امروز ميراث همهء ملل و اقوام بشرى است و هر كدام از ملل و اقوام در كشف ، اختراع ، تدوين و ترويج علوم و معارف و صنايع سهمى دارند ، چيزى كه هست سهم ايران و يونان از اين حيث بيشتر و مسلّمتر و روشنتر و مستندتر از ساير ملل است و در قسمت علوم انسانى به ويژه فلسفه و رياضى در درجهء اوّل يونان و زبان يونانى است و در درجهء دوّم ايران و زبان فارسى « 7 » .