حضرت زينب جواب داد : « سپاس خدا را كه ما را به واسطهء پيامبرش گرامى داشت و از آلودگى و پليدى ، پاك ساخت . همانا گناهكار رسوا مى گردد و بدكار دروغ مى گويد ، و او مانيستيم . » ابن زياد گفت : « كار خدا را با خاندان خويش چگونه ديدى ؟ » حضرت زينب عليها السلام فرمود : « جز نيكويى و خوبى نديدم . خداوند بر آنها شهادت را مقدّر فرموده بود ؛ پس آنان با شجاعت به قتلگاه خويش شتافتند و خداوند به زودى آنهاو تو را جمع خواهد كرد تا در پيشگاه او محاكمه شويد . پس خواهى ديد در آن روز ، رستگارى از آن كيست ؟ اى پسر مرجانهء مادرت به عزايت بنشيند ! » ابن زياد خشمگين شد و گويا قصد كشتن آن بانو را داشت كه با وساطت عمرو بن حُرَيث از قصد خود برگشت و گفت : خداوند دل مرا با كشته شدن برادر سركش و ديگر شورشيان و هواخواهان خاندانت آرامش بخشيد . حضرت زينب سلامالله عليها فرمود : « به خدا قسم كه بزرگ مراكشتى و فرع و شاخهء مرا قطع كردى و اصل و ريشه ام را از بن كندى . اگر شفاى دل تو در اينها بود ، پس شفا يافتهاى . » ابن زياد گفت : « او نيز چون پدرش قافيه پرداز است و مثل او به سجع سخن مىگويد . » حضرت زينب پاسخ داد : « زن را با قافيه پردازى چه كار ؟ » « 1 » حضرت زينب نقش خود را به خوبى ايفا كرد . در همان مجلس ، وقتى كه
بزرگ زنان صدر اسلام (فارسى) — صفحة 222
مساهمون: احمد حيدرى
ص٢٢٢
هامش
( 1 ) - زينب كبرى ، فيض الاسلام ، ص 161 ؛ نفس المهموم و نفثة المصدور ، ترجمه كمره اى ، ص 184 .