تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بزرگ زنان صدر اسلام (فارسى) — صفحة 225

مساهمون:

ص٢٢٥
وارد مىشوى و در آن هنگام آرزو مى كنى كه اى كاش فلج و گنگ بودى و آنچه حالا گفتى ، نمى گفتى و اين جنايات را انجام نمىدادى . خدايا ، حق ما را از ستمگران بگير و از براى ما منتقم باش و غضب خود را بر ريزندهء خون ما و قاتل حاميان ما ، فرود آر . به خدا قسم اى يزيد ! جز پوست خود را ندريدى و جز گوشت خود را نبريدى و با بار سنگين خون‌هاى ريخته شدهء ذريه پيامبر ، و حرمت هتك شدهء عترتش ، بر آن حضرت وارد خواهى شد ، در حالى كه خداوند جمعيت متفرقشان را مجتمع مىكند ، آشفتگى شان راالتيام مىدهد و حقشان را مى گيرد . « مپنداريد كسانى كه در راه خدا كشته شده اند امواتند ، بلكه زنده و در نزد پروردگار خويش متنعم هستند . » در آن هنگام حكومت و داورى خداوند و خصومت پيامبر با تو و پشتيبانى جبرئيل از پيامبر در اين خصومت ، براى تو كافى است . به زودى آن كسى كه تو را گمراه كرده و برگردن مسلمانان سوار نمود ، خواهد دانست كه ستمگران را چه پاداش بدى است و كدام يك از شما جايش بدتر و لشكرش ناتوانتر است . گرچه پيشامدهاى ناگوار مرا به سخن گفتن با تو واداشت ، ولى تو را بى مقدار و كوچك و ملامتت را بزرگ وتوبيخ و سرزنش تو را بسيار مى دانم ، ولى ديده ها اشكبار و سينه ها سوزان است . واقعاً عجيب است كه حزب نجيبان خدا به دست حزب شيطان طلقا كشته شوند . خون ما از اين دست‌ها مى چكد و گوشت‌هاى ما از اين دهان‌ها مى ريزد و گرگ‌ها نزد آن بدن‌هاى پاك و پاكيزه مى آيند و كفتارها آنها را بر خاك مى مالند . اى يزيد ! اگر امروز ما را غنيمت گرفتى ، به زودى ما را غرامت و تاوان گيرنده مى يا بى ، در هنگامى كه چيزى جز آنچه پيش فرستاده اى ندارى و خداوند بر بندگان