« كسانى كه كافر شده و به خدا و رسول نگرويدهاند ، مپندارند مهلتى كه به آنها مى دهيم براى آنها خير است ، بلكه ما از اين جهت به آنها مهلت مى دهيم كه برگناه خود بيفزايند و براى آنها عذابى دردناك است » اى فرزند آزاد شدگان ! ( لقبى كه رسول خدا هنگام فتح مكّه به قريش داد ) آيا اينكه زنها و كنيزانت را در پس پرده بنشانى و دختران رسول خدا را اسير وار بگردانى از عدل و داد است ؟ تو پردهء حجاب از آنها برگرفتى و چهرهء آنان را بر اجنبيان آشكار ساختى و به همراهى دشمنان ، شهر به شهر گرداندى و باعث شدى كه اهل هر منزلگاه و سرچشمه اى ، به آنها بنگرند و خويش و بيگانه و مردمان پست در پى ديدار چهرهء آنان باشند ، درحالى كه از مردانشان كسى را همراه نداشتند تا ياورشان باشد . چه اميد مراقبت و حمايت مى رود به پسر كسى كه دهانش جگرهاى پاكان را ( كه نتوانست بجود ) بيرون افكند ( اشاره به كار هند جگر خوار مادر معاويه كه خواست جگر حمزهء سيدالشهدا را بجود ولى نتوانست ) و گوشتش از خون شهدا روييده ؟ ! او چگونه در دشمنى با ما اهل بيت رسول خدا سستى ورزد ، كسى كه از روى تكبر و دشمنى و كينه به ما مى نگرد ؟ تو بدون اينكه خود را گناهكار بدانى و اين عملت را جنايتى عظيم بشمارى مىگويى : اى كاش پدران من ( كه درجنگ بدر به دست مسلمانان كشته شدند ) در اينجا حاضر بودند و از روى شادى بانگ مى زدند و چهره هايشان از خرسندى مى درخشيد و مى گفتند :
اى يزيد دست مريزاد ! چوبدستى بردندانهاى اباعبدالله ، آقاى جوانان بهشت مىزنى . چرا چنين نگويى درحالى كه با ريختن خون ذرّيّهء پيامبر و ستارگان زمين از آل عبدالمطلب زخم را به بن استخوان رساندى و ريشه را كندى ؟
بزرگان قومت را صدا مى زنى ؟ به زودى بر جايى كه آنها وارد شدند تو هم
بزرگ زنان صدر اسلام (فارسى) — صفحة 224
مساهمون: احمد حيدرى
ص٢٢٤