كربلا بهره مىجست ، به جمعيت اشاره كردكه ساكت شوند . نفسها در سينه هاحبس شد و صداها خاموش گرديد . آن گاه حضرت زينب عليها السلام با صداى رسا گفت : ستايش سزاوار خداست و درود حق تعالى بر پيامبر و اهل بيتاو ، يعنى همان پاكان و نيكان جهان باد ! اى اهل كوفه ، اى حيله گران واى مكاران واى پيمان شكنان ! آيا گريه مىكنيد ؟ گريه هاتان نيارامد و نالههاتان فروننشيند ! همانا مثل شما مثل آن زنى است كه تافتههاى خود را وامىتابد . شما پيمان خويش را وسيلهء دغل بازى ساختيد . آيا چيزى جز لاف ، خودبينى ، گزاف ، دروغ ، تملق گويى كنيزان ، و گوشهچشم نگرى متكبرانهء دشمنان ، در شما هست . مَثَل شما مانند سبزهء مزبله « 1 » است يا نقره و زيورى كه برگور نهند ! هان ! چه بد براى خود پيش آورديد ! خدا بر شما خشم كرد و درعذاب ابد گرفتار شديد . بر كشته هاى ما گريه مىكنيد و زارى مىنماييد ؟ ! آرى به خدا ! بايد گريه كنيد كه همان گريه سزاوار شماست . بسيار بگرييد و كم بخنديد كه چنان آلوده وگرفتار ننگى عظيم هستيد كه هرگز نتوانيد آن را از خود دور كنيد و بشوييد ! چگونه خون فرزند خاتم نبوت ومعدن رسالت را از خود بزداييد كه آقاى جوانان بهشت و پايگاه و پناهگاه جمع شما بود ؟ دردِ شما را درمان مىكرد و حافظ شما از پيشامدهاى بد و مرجع شما در اختلافات بود . چه بد بارى براى قيامت خود به دوش گرفتيد . نابودى بر شما باد . تلاشتان بى نتيجه ماند و دستهاتان از كار افتاد و سرمايه را در معامله از دست داديد . قرين خشم خدا شديد و مُهرخوارى و
بزرگ زنان صدر اسلام (فارسى) — صفحة 220
مساهمون: احمد حيدرى
ص٢٢٠
هامش
( 1 ) - مزبله به محل ريختن خاكروبه گويند ( فرهنگ معين ) .