اللّه است ، ازاين رو دستهاى خود را با هم مقايسه مى كردند ، تا اين كه زينب از دنيا رفت و فهميدند كه منظور پيامبر دراز بودن دست براى صدقه دادن بوده است ؛ چون او كار مى كرد و درآمد كارش را صدقه مىداد . « 1 » » در زمان خليفهءدوم كه درآمد و مقرّرى بيت المال راتقسيم كردند ، مقرّرى ساليانهء زينب دوازده هزار درهم بود . وقتى كه حقوق او را آوردند ، دست به دعا برداشت وگفت : خداوندا ! مرا زنده مگذار كه سال آينده نيز اين عطا را بگيرم كه اين ، فتنه و آزمايش است - و ممكن است سبب انحراف از حق گردد - سپس آن را بين خويشاوندان ونيازمندان تقسيم نمود . خبر اين انفاق به عمر رسيد ، او هزار درهم ديگر براى تأمين زندگى زينب فرستاد ، كه زينب آن هزار درهم را نيز بين فقيران تقسيم كرد . . . . در هنگام وفاتش گفت : من كفن خود را آماده كردهام و ممكن است خليفه نيز كفنى برايم بفرستد ، اگر فرستاد ، يكى از آن دو را صدقه دهيد و اگر توانستيد لباسهايم را نيز صدقه دهيد ، اين كار را بكنيد . « 2 » وقتى زينب از دنيا رفت ، عايشه گفت : زنى بزرگ و نيكوكار كه سرپرست يتيمان و بيوه زنان بود ، از دنيا رفت . « 3 »
بزرگ زنان صدر اسلام (فارسى) — صفحة 121
مساهمون: احمد حيدرى
ص١٢١
از ديگر همسران رسول خدا صلى الله عليه و آله « سوده » دختر زَمعه بود . او قبل از
هامش
( 1 ) - همان .
( 2 ) - همان ، ص 110 ، با دخل و تصرف .
( 3 ) - همان .