در چنين جوّ آشفته و آكنده از گرايشها و عقايد گوناگون ، فرجام كار از ديد امام حسن عليه السلام پنهان نبود ، ليكن از آنجا كه از يك طرف از جانب پيامبر صلى الله عليه و آله و على عليه السلام بر اين مقام منصوب شده بود ، از سوى ديگر ، آمادگى و بيعت مردم ، حجّت را به ظاهر بر او تمام كرده بود ، زمام امور را به دست گرفت و در آن موقعيّت بحرانى به قدرى حكيمانه و واقعبينانه عمل كرد كه بهتر از آن در چنان وضعى امكان نداشت : - حقوق جنگجويان را صد در صد افزايش داد . « 1 » - به تجهيز لشكر و سپاه عليه معاويه پرداخت . - دستور داد دو تن از جاسوسان معاويه را كه دستگير كرده بودند اعدام كنند . « 2 » - پيش از نبرد با معاويه با نوشتن نامه و فرستادن پيغام ، هشدارهاى لازم را به وى داد و او را از آشوب و فتنه برحذر داشت .
كارشكنى معاويه
معاويه به همان بهانهاى كه قريش بهوسيلهء آن از حضرت على عليه السلام روى گرداندند و كم سنّ و سالى آن حضرت را بهانه مىگرفتند ، از بيعت با امام حسن عليه السلام سر باز زد و به مخالفت با او برخاست . « 3 » معاويه نهتنها از بيعت سرباز زد بلكه درصدد از ميان برداشتن امام عليه السلام برآمد . برخى را پنهانى مأمور كرد تا آن بزرگوار را بكشند ؛ از اين رو امام عليه السلام در زير لباس ، زره مىپوشيد و بىزره به نماز نمىرفت . يك روز يكى از اين مزدوران بهسوى امام عليه السلام تيرى افكند ولى بخاطر آن پيشبينىها به آن حضرت صدمهاى وارد نيامد . « 4 » معاويه به بهانه ايجاد وحدت و پيشگيرى از اختلاف و اغتشاش ، به عمّال خود نوشت : با لشكرى به سوى من آييد . سپس آنان را بسيج كرد و به جنگ با امام عليه السلام به سوى عراق فرستاد . « 5 »