پيروان آن حضرت از شهرهاى مختلف به مدينه و پرداخت وجوه و بدهىهاى شرعى خود به آن بزرگوار ، حكمرانان عباسى را به وحشت انداخت و آنان را وادار به توطئه عليه امام كاظم عليه السلام كرد . مهدى عباسى براى محدود كردن فعّاليّتهاى امام و تحت نظر قرار دادن آن حضرت به والى مدينه دستور داد امام را به بغداد اعزام كند . امام كاظم عليه السلام به بغداد منتقل و روانه زندان شد . « 1 » از بعضى روايات برمىآيد كه مهدى بيش از يك بار امام را به زندان افكنده است . « 2 » خليفه عباسى به اين بسنده نكرد ؛ نيمه شبى حُمَيْد بن قَحطَبه را احضار كرد و پس از تعريف و تمجيد از مراتب جان نثارى پدر و برادرش در راه عباسيان ، او را در سحرگاه همان شب مأمور كشتن موسى بن جعفر كرد ؛ ولى چون خوابيد در خواب حضرت على عليه السلام را ديد كه با اشاره به او اين آيه را تلاوت مىفرمايد : « فَهَلْ عَسَيْتُمْ انْ تَوَلَّيْتُمْ انْ تُفْسِدُوا فِى الْارْضِ وَ تُقَطِّعُوا ارْحامَكُمْ » « 3 » اگر ( از حق ) روى بگردانيد انتظارى جز اين از شما نمىرود كه در زمين فساد راه انداخته ، پيوند خويشاوندى را قطع كنيد . مهدى از خواب بيدار شد در حالى كه ترس و وحشت همه وجودش را فرا گرفته بود . حميد را خواست و دستور خود را پس گرفت . او در پى اين خواب و پارهاى ملاحظات سياسى ، حضرت را از زندان آزاد كرد . امام پس از آزادى به مدينه بازگشت . « 4 » هادى عباسى ، نسبت به مخالفان ، بويژه علويان ، موضع تندترى اتخاذ كرد و آنان را در هر گوشه و كنار مورد تعقيب قرار داد و به كارگزاران خود نوشت : علويان را هر كجا يافتيد دستگير كرده به بغداد بفرستيد . « 5 » از سوى ديگر ، او كه به موقعيّت و نفوذ پيشواى هفتم شيعيان در ميان سادات و انقلابيون ، آگاهى كامل داشت ، آن حضرت را مسؤول و منشأ اصلى قيامهاى علويان عليه
تاريخ زندگى ائمه (ع) (فارسى) — صفحة 206
مساهمون: على رفيعى
ص٢٠٦
هامش
( 1 ) - ر . ك . تاريخ بغداد ، ج 13 ، ص 30 - 31 ؛ تذكرة الخواص ، ص 313 .
( 2 ) - ر . ك . كافى ، ج 1 ، ص 477 ؛ مناقب ، ج 4 ، ص 287 .
( 3 ) - محمد ( 47 ) ، آيه 22 .
( 4 ) - ر . ك . مناقب ، ج 4 ، ص 300 .
( 5 ) - ر . ك . تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 404 .