تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ زندگى ائمه (ع) (فارسى) — صفحة 207

مساهمون:

ص٢٠٧

حكومت خود مىدانست ، از اين رو ، هنگامى كه اسيران و نيز سرهاى شهداى فاجعه فخ را نزد او بردند ، پس از فرمان قتل اسيران ، سراغ باقى انقلابيون را گرفت ، تا آن كه نام موسى بن جعفر به ميان آمد . هادى با خشم گفت : به خدا سوگند حسين ( رهبر قيام فخّ ) جز با دستور موسى بن جعفر بر ضد من قيام نكرده و جز محبّت او ، راه ديگرى نپيموده است ؛ زيرا پيشوا و صاحب وصيّت در ميان اين خاندان كسى جز موسى بن جعفر نيست ؛ خدا مرا بكشد اگر او را زنده بگذارم . « 1 » شيعيان - در پى اين اظهارات و مواضع خصمانه هادى ، عليه پيشوايشان - نسبت به جان آن حضرت بيمناك شده از امام خواستند براى در امان ماندن از شرّ اين ستمگر ، براى مدتى در جاى دور دست و پنهان از چشم وى زندگى كند . امام با خواندن شعرى به ايشان نويد داد كه به همين زودى ، ترس و نگرانى آنان بر طرف خواهد شد . « 2 » چند روزى نگذشت كه خبر مرگ هادى در همه جا پخش شد و پيش‌بينى امام تحقق يافت . مورخان ، مرگ هادى را در ربيع‌الاول ، سال 170 هجرى نوشته‌اند . « 3 »

قيام حسين بن على

فشارها و آزارهاى بيش از حدّ خلفاى عباسى اين دوره بويژه هادى نسبت به علويان ، آنان را به ستوه آورد و رجال آزاده و دلير بنىهاشم را به مقاومت در برابر جنايات حكمرانان عباسى واداشت و آنان را به ميدان‌هاى نبرد كشانيد . پيشگامان مبارزه مسلحانه عليه ستمگران عباسى محمّد بن عبداللّه بن حسن و برادرش ابراهيم بودند كه در دوران حكومت منصور قيام كردند . خليفه عباسى هر چند توانست قيام محمّد و ابراهيم را سركوب كند و اين دو نواده امام حسن را به شهادت برساند ، ليكن هرگز نتوانست پرچمى را كه آنان برافراشتند ، سرنگون و مشعل مبارزه‌اى را كه برافروختند ، بىفروغ سازد . از اين رو در دوران امامت امام كاظم عليه السلام نيز شاهد
هامش
( 1 ) - بحارالانوار ، ج 48 ، ص 151 .
( 2 ) - همان ، ص 151 - 152 .
( 3 ) - كامل ، ابن اثير ، ج 6 ، ص 99 ؛ تاريخ طبرى ، ج 8 ، ص 213 .
تاريخ زندگى ائمه (ع) (فارسى) — صفحة 207 | على رفيعى