تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ زندگى ائمه (ع) (فارسى) — صفحة 181

مساهمون:

ص١٨١

همنشين نمىشود . * روزى يكى از ياران امام صادق عليه السلام نظر آن حضرت را درباره همكارى بعضى از شيعيان تهيدست با دولتمردان كه به آنان پيشنهاد كار مىدهند ، جويا شد . امام عليه السلام فرمود : من دوست نمىدارم براى آنان گرهى بزنم يا دَرِ كيسه‌اى را ببندم و نه حتى با قلم ، خطّى بكشم ، هر چند در برابر آن ما بين دو بخش از سرزمين‌هاى سنگلاخ اطراف مدينه را به من بدهند . همانا يارى كنندگان ستمگران ، روز قيامت در سراپرده‌اى از آتش قرار دارند تا زمانى كه خداوند ميان بندگان داورى كند . « 1 » * امام عليه السلام در پاسخ عمر بن حنظله در ارتباط با مراجعه شيعيان به محاكم دولتى و مراجع قضايى وابسته به حكومت فرمود : هر كس درباره حق يا باطلى به ( محاكم قضايى ) آنان رجوع كند بىگمان به طاغوت - كه از مراجعه به آن نهى شده - رجوع كرده است . و هر مالى كه از اين طريق به دست آورده غير مشروع است . هر چند حق خودش باشد ؛ زيرا آن را براساس حكم طاغوت به دست آورده است ؛ در صورتى كه خداوند فرمان داده است به طاغوت كفر بورزند . « 2 » امام صادق عليه السلام در مرحله اثبات امامت خويش ، خود را جانشين پيامبر صلى الله عليه و آله ، پيشواى امت و صاحب اصلى حكومت مطرح مىكرد . امام عليه السلام گاه همراه نام خود ، نام امامان پيشين و اسلاف خود را نيز ياد مىكرد تا امامت خويش را از حالت بىريشه بودن بيرون آورده ، سلسله خود را از بسترى مطمئن به پيامبر صلى الله عليه و آله متصل كند . سخنان آن حضرت در روز عرفه در حضور انبوه حاجيان ، گوياترين و جالب‌ترين نمونه اين موضع امام است : « ايُّهَا النَّاسُ ! انَّ رَسُولَ اللَّهِ كانَ الْامامَ ، ثُمَّ كانَ عَلِىُّ بْنُ ابى طالِبٍ ، ثُمَّ الْحَسَنُ ، ثُمَّ الْحُسَيْنُ ، ثُمَّ عَلِىُّ بْنُ الْحُسَيْنِ ، ثُمَّ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِىٍّ ، ثُمَّ هَهْ » « 3 » مردم ! رسول خدا صلى الله عليه و آله پيشواى مردم بود ، پس از او على بن ابىطالب ، سپس [ حضرت

هامش
( 1 ) - كافى ، ج 5 ، ص 107 ؛ وسائل‌الشيعه ، ج 12 ، ص 129 .
( 2 ) - وسائل الشيعه ، ج 18 ، ص 99 .
( 3 ) - بحارالانوار ، ج 47 ، ص 58 . علّامه مجلسى در ذيل حديث شريف و در توضيح واژه « هَهْ » مىنويسد : اين واژه لغت محلّى برخى از قبايل عرب است و معنايش چنين است : « انَا فَاسْأَلُونى » .