خطرى براى دستگاه خلافت بهشمار مىآمد - جز در سايه تشكيلات حساب شده پنهانى به رهبرى امامان عليهم السلام ، حاصل نمىآمد .
براى اثبات وجود چنين تشكيلات سياسى - فرهنگى در زندگى امامان عليهم السلام نبايد در انتظار اسناد و مدارك بود ، زيرا خاصيّت كار مخفى ناشناخته بودن آن براى دشمنان و بيگانگان است ؛ ليكن بدون شواهد و قراين هم نمىتوان كلّيت آن را پذيرفت .
شواهد و قراين تأييد كننده وجود تشكيلات ياد شده در زندگى پيشوايان معصوم فراوان است كه مهمترين آنها عبارت است از : حمل وجوه شرعى از نقاط مختلف كشور اسلامى به مدينه ، ارسال نامههاى فراوان محتوى پرسشهاى دينى براى امام عليه السلام ، اجتماع محدثان و راويان زيادى از نقاط مختلف در مدينه ، تبليغات گسترده به نفع تشيع حتى در دورترين بلاد اسلامى ، وجوه عناوين و تعبيرهايى از قبيل « باب » ، « صاحب سرّ » و « وكيل » در زندگى سياسى ائمه و . . . . همهء اين موارد گواهى روشن بر اين حقيقت است كه مركزيت واحد و دست مقتدرى به نام امام معصوم اين همه را مىچرخانده است .
3 - تأييد و حمايت از جنبشهاى شيعى
در دوران امامت پيشواى ششم قيامهاى مختلفى صورت گرفت كه آن حضرت در هيچ يك از آنها شركت نداشت ، ليكن نسبت به بعضى از آنها مثل قيام زيد موضع مثبت داشت و ضمن پشتيبانى مادى و معنوى از آن ، مردم را به حمايت و شركت در نهضت وى ترغيب مىكرد . البته براى اثبات اين مطلب نبايد در انتظار دليلى صريح از سوى امام صادق بود ، زيرا حمايت آشكار ، مغاير با خط مشى اصولى آن حضرت در مسائل سياسى بود . با اين حال براى اثبات اين مطلب دلائل و شواهد زيادى مىتوان ذكر كرد از جمله :
الف - شخصيت والاى زيد كه امام صادق عليه السلام را حجّت خدا و واجب الاطاعه مىدانست . چنين شخصيتى با اين اعتقاد بسيار بعيد است كه نسبت به قيام و نهضتش عليه امويان ، با پيشواى خود مشورت نكرده باشد .
ب - روايات فراوانى كه از امام صادق عليه السلام و جز ايشان در عظمت زيد و تجليل از قيام او رسيده است . بهعنوان نمونه : گروهى از شيعيان پيش از قيام زيد به محضر امام