شركت كرده بود ، در اجتماع عظيم حُجّاج ، خطابهاى ايراد كرد و ضمن آن ، در مورد رهبرى و امامت اهل بيت عليهم السلام فرمود : حمد و سپاس خداى را كه محمّد صلى الله عليه و آله را به حق فرستاد ، و ما را به او كرامت بخشيد . ما برگزيدگان خدا در ميان مردم هستيم . رستگار كسى است كه پيرو ما باشد و سيه روز و تيرهبخت ، آنكه با ما دشمنى ورزد . برخى از مردم در زبان نسبت به ما اظهار دوستى مىكنند در حالى كه قلباً دوستدار دشمنان ما هستند . . . « 1 » اين سخنرانى امام عليه السلام باعث شد كه هشام به حاكم مدينه دستور دهد تا آن دو بزرگوار را به شام احضار كند . « 2 »
2 - فشار اقتصادى
دولت اموى به جاى توجّه به افزايش توليد و ايجاد امكانات براى افزايش درآمد ، بيشتر بر اخذ ماليات و خراج دولتى تكيه داشت و هر خليفهاى كه روى كار مىآمد بر ميزان قبلى مىافزود . آنان دهقانان و كشاورزان را مجبور مىكردند - علاوه بر پرداخت مالياتهاى رسمى - به رسم ساسانيان ، مالياتى به نام « هداياى نوروزى » بپردازند و نخستين كسى كه آن را رسميت داد معاويه بود . درآمد هداياى نوروز يكسال كوفه و اطراف آن بالغ بر سيزده ميليون درهم شد تا چه رسد به نقاط ديگر مثل هرات ، خراسان ، يمن و . . . « 3 » وضع نابسامان اقتصادى در همه جا ، مخصوصاً در عراق - مقر تيولداران بزرگ بنىاميّه و منطقه حاصلخيز و پر بركت كه غالباً مخصوص خليفه يا سران دولت او بود - و حيف و ميلهاى زمامداران و اطرافيانشان حالت عجيبى به كشور گسترده اسلامى داده بود . « 4 »