اسلامى بر جاى گذاشت و منجر به بيدارى شعور دينى و خود آگاهى وجدانهاى زنده شد ، ليكن تا رسيدن به وضع مطلوب و تحول بينشها و نگرشها در اصول و مبانى فكرى و اعتقادى جامعه و دگرگون شدن ارزشها و قرار گرفتن آنها در بستر اصلى خود ، هنوز راه دراز و دشوارى در پيش بود . اين بود كه رسالت امام سجاد عليه السلام به همين جا خاتمه نيافت . حضرت به خوبى مىدانست كه جامعه اسلامى از نظر فكرى و فرهنگى نياز به بازسازى اساسى دارد و اين امكان ندارد جز آنكه نيروهايى با فرهنگ و تربيتهاى بايسته اسلامى تربيت شوند و انواع مسائل تربيتى - فردى و اجتماعى - و اعتقادى در سطح جامعه نشر پيدا كند ؛ نگرانيها ، بهتزدگيها ، يأسها و توقفها جاى خود را به اطمينان ، اميد و تحرك و پويايى بدهد .
شيعيان با بيدادگرىهاى امويان آشنا و در حيات سياسى خود از سوى دشمن طعم انواع شكنجه و ظلم و تعقيب و قتل را چشيده بودند ، ليكن با پديد آمدن حادثه عاشورا ، ديدند سياست ، سياستى ديگر و فاجعه از آنچه تاكنون حدس مىزدند عميقتر است ، كسى باور نمىكرد كار به اينجا بكشد . اين ناباورى حتى در كلام حضرت زينب عليها السلام منعكس شده است :
ما تَوَهَّمْتُ يا شَقيقَ فُؤادى * كانَ هذا مُقَدَّراً مَكْتُوباً « 1 »
اى پاره قلب من ! نمىپنداشتم كه چنين سرنوشتى برايت مقدر باشد .
اين روىداد بىسابقه تكان سختى در اركان سياسى جامعه شيعى بلكه جهان اسلام وارد كرد و رعب شديدى بر همه دلها افكند و در پى آن روحيّهء يأس و بىتفاوتى نسبت به دين و اهداف و ارزشهاى متعالى آن ، همه گامها را از حركت و تلاش بازداشت .
عبيداللّه بن سليمان - يكى از وزراى برجستهء حكومت عباسيان - مىگويد :
شهادت حسين بن على عليه السلام بزرگترين و شديدترين ضربهاى بود كه در اسلام بر مسلمانان وارد شد ؛ زيرا مسلمانان پس از شهادت آن حضرت از هر موفقيّت و گشايشى كه بدان اميدوار بودند و عدالت و دادگرى كه انتظار آن را مىكشيدند ، مأيوس شدند . « 2 »
هامش
( 1 ) - بحارالانوار ، ج 45 ، ص 115 .
( 2 ) - جهاد الامام السّجاد عليه السلام ، ص 82 .