ماهيت نهضت
آيا نهضت امام حسين عليه السلام يك قيام آگاهانه و برنامهريزى شده بود يا انفجارى ناخواسته و ناآگاهانه كه نتيجه قهرى و طبيعى فشارهاى سياسى ، اقتصادى و نظامى دستگاه حاكم بر تودههاى مردم بشمار مىآمد ؟ ممكن است برخى تحليلگران كه همه رويدادهاى اجتماعى را با مقياسهاى مادى و تجربى مىسنجند قيام مقدس كربلا را از نوع دوّم بدانند « 2 » و در تبيين و توجيه آن بگويند همانگونه كه تغييرات تدريجى در پديدههاى مادى گاهى به پايهاى مىرسد كه تحمل آن براى پديده غير ممكن مىشود ، ناچار تحولات و دگرگونيهاى انجام گرفته منشأ پيدايش نوع جديدى از پديده خواهد شد ، جامعه و تاريخ نيز همينگونه است . جامعه تا حدّى مىتواند پذيراى ستم ستمگران و فشار زورمداران باشد . وقتى ميزان فشار قدرت حاكم ، فوق توان و تحمل تودههاى مردم جامعه شد به صورت قهرى و طبيعى همچون كوه آتشفشان ، منفجر شده سر از طغيان و قيام عليه وضع موجود درمىآورد . بر اين پايه مىگويند : با روى كار آمدن حزب اموى ، فشار بر مسلمانان بويژه پيروان اهل بيت عليهم السلام افزايش يافت و همچنان رو به فزونى بود تا آنكه در دوران يزيد به اوج خود رسيد ، چندانكه براى مخالفان و در رأس آنان امام حسين عليه السلام غير قابل تحمّل گشت . قيام آن حضرت در برابر جنايات يزيد در حقيقت نمايشى از اين انفجار بود . بررسى واقعبينانه و همه جانبهء رخداد كربلا و مطالعهء عميق سخنان آفريننده اين رويداد بزرگ از آغاز امامت تا لحظهء شهادت و نيز رفتار و موضعگيريهاى آن گرامى در برابر سياستهاى سلطهجويانه و انحصار طلبانه معاويه و يزيد ، نفى كننده اين تحليل و بيانگر اين است كه امام عليه السلام از همان آغاز با برنامهاى منظم و هدفدار مبارزات خود را با