تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ زندگى ائمه (ع) (فارسى) — صفحة 116

مساهمون:

ص١١٦

پيروان يزيد هم به او گفتند : اگر حكومت عراق را مىخواهى بايد فرماندار لايقى به كوفه بفرستى تا به اين فتنه‌ها پايان بخشد . چون نعمان بن بشير ( حاكم كوفه ) مرد ضعيفى است و يا خود را به ضعف و ناتوانى زده است . « 1 » اين دو نامه ، دو اقدام را به دنبال داشت : نامه اوّل مقدّمات حركت امام عليه السلام را به‌سوى كوفه فراهم كرد و نامه دوّم فرماندار قبلى را عزل و عبيدالله زياد را جايگزين آن كرد . امام حسين عليه السلام هر چند كوفيان را به خوبى مىشناخت و بىوفايى و تزلزل عقيده‌شان را در زمان حكومت پدر گرامى و برادر بزرگوارش ديده بود ؛ ليكن براى اتمام حجّت و اجراى مأموريت الهى ، تصميم گرفت به سوى عراق حركت كند ؛ مخصوصاً پس از چند ماه اقامت در مكّه فهميد كه يزيد به هيچ وجه از آن حضرت دست بردار نيست و در صورتى كه بيعت نكند قتل وى آن هم در كنار خانهء خدا حتمى است . با اين حال ، امام عليه السلام تا روز هشتم ذىالحجّه - كه همه حجّاج عازم منى « 2 » بودند - در مكه ماند و پس از تبديل حج تمتّع به عمرهء مفرده ، با اهل بيت و ياران خود مكه را به‌سوى عراق ترك كرد . « 3 » حركت امام عليه السلام در چنين زمانى و از چنين نقطه‌اى كه مردم از راههاى دور براى انجام مناسك حج به اينجا مىآيند ، كاملًا بىسابقه بود و از يك مسلمان عادى غيرمنتظره بود چه رسد به پسر پيغمبر صلى الله عليه و آله ؛ به همين دليل در فاصله مدت كوتاهى خبر مسافرت امام عليه السلام شهر مكّه را پر كرد . امام عليه السلام با سفر ناگهانى و آشكار خود ، هم به‌وظيفهء خويش عمل كرد و هم به مسلمانان فهماند كه پسر پيغمبر صلى الله عليه و آله حكومت يزيد را به رسميت نشناخته و با او بيعت

هامش
( 1 ) - مناقب ابن شهر آشوب ، ج 4 ، ص 91 ؛ بحارالانوار ، ج 44 ، ص 366 .
( 2 ) - رفتن به منى در روز هشتم مستحب است . در آن زمان به اين حكم استحبابى عمل مىشد ولى هم‌اكنون حجّاج‌شيعه روز هشتم يكسره به عرفات مىروند .
( 3 ) - ارشاد مفيد ، ص 281 ؛ بحارالانوار ، ج 44 ، ص 363 ، اعلام الورى ، ص 227 ؛ اعيان‌الشيعه ( ده جلدى ) ج 1 ، ص 593 ؛ نهضة الحسين ، نوشته هبةالدين شهرستانى ، ص 65 ؛ مقتل ابى مخنف ، ص 66 . ولى از برخى روايات صحيحه استفاده مىشود كه آن حضرت مُحْرِم به احرام حج تمتع نشده بود تا تبديل به عمره مفرده كند ، رجوع كنيد به وسائل الشيعه ، ج 10 ، باب 7 از ابواب عمره ، حديث 2 و 3 .