بدون حمايت ايشان قادر به ادارهء امور و بلكه ادامهء حيات سياسى نيستند ، اراده و خواست خود را بر حكومت عبّاسى تحميل كرده ، سرنوشت كشور اسلامى را به دست گرفتند ؛ بر اساس ميل و ارادهء خود ، فردى را از حكومت ، بر كنار و فرد ديگرى را جايگزين او مىكردند . روى همين جهت در دوران 33 سالهء امامت امام هادى عليه السلام بجز معتصم پنج نفر از همين قماش خليفگان بر مسند خلافت نشانده شده و پس از چند صباحى عزل مىگشتند . بر كنار كردن معتزّ و مؤيّد ، فرزندان متوكّل از مقام ولايتعهدى و روى كار آمدن مستعين ، شورش عليه مستعين در زمانى كه از ناحيهء او احساس خطر كردند و بيعت با معتزّ و . . . نمونه هايى از اين سلطه است . حكومت عبّاسى - در پى آن همه قدرت و شوكتى كه در زمان منصور ، هارون الرشيد و مأمون به دست آورده بود - در اين دوره چنان دچار سستى و ناتوانى شده و حاكمان آن ، اسير و بازيچهء دست تركان گشته بودند كه وقتى يكى از آنان - معتزّ - به خلافت رسيد ، درباريان ، منجّمان را گرد آورده گفتند : ببينيد خليفه تا كى خواهد زيست و خلافتش چه مدّت دوام خواهد آورد ؟ بذلهگويى گفت : من بهتر از منجّمان و ستاره شناسان از مدّت زندگى و خلافت او خبر دارم . گفتند : چه مدّت ؟ گفت : هر زمان كه تركان بخواهند . « 1 » و نيز شاعرى وضعيّت اسفبار معتزّ را چنين توصيف مىكند :
تاريخ زندگانى امام هادى (ع) (فارسى) — صفحة 82
مساهمون: على رفيعى
ص٨٢
خَليفَةٌ فى قَفَصٍ بَيْنَ « وَصيففٍ » وَ « بُغا » * يَقوُلُ ما قالا لَهُ كَما يَقوُلُ الْبَبَّغاء « 2 »
خليفه در قفسى بين « وَصيف » و « بُغا » زندانى است و طوطى وار آنچه آنان به او القا مىكنند ، مىگويد .
معروفترين چهرههاى قدرتمند و متنفّذ ترك در دربار خلافت عبارت بودند از : بغاى بزرگ ، پسرانش : موسى و محمّد ، كَيْغَلَغ ، بابَكْيال ، بغاى شرابّى كوچك ، وصيف ، اشناس
هامش
( 1 ) - الفخرى ، ص 243 ؛ تاريخ التمدّن الاسلامى ، ج 4 ، ص 180 .
( 2 ) - مروج الذّهب ، ج 4 ، ص 61 .