مىباشد ، و نيز بيانگر اين نكتهء مهمّ است كه در معصومين عليهم السلام ، بلوغ به عنوان شرط صحّت وصيّت مطرح نيست ، همان گونه كه در اصول عهدهدارى امامت شرط نيست .
4 . برجستگيهاى فردى
كمالات نفسانى همچون « عصمت » ، « استجابت دعا » و . . . ، برتريهاى علمى و عملى ، اصالت و نجابت خانوادگى ، جهتگيريها و موضعگيريهاى درست و منطقى در برابر جريانات ، و دشمنى و كينهتوزى زمامداران عباسى معاصر امام هادى عليه السلام نسبت به وى ، از جمله دلايل قطعى بر امامت پيشواى دهم عليه السلام است .
ما ، در درسهاى گذشته به گوشه هايى از ويژگيها و برجستگيهاى امام هادى عليه السلام اشاره كرديم ؛ پس از اين نيز به تناسب ، به بخشهاى ديگرى اشاره خواهيم كرد ؛ از اين رو ، در اين بخش براى اثبات مدّعى نيازى به ذكر نمونه نمىبينيم .
5 . معجزات و كرامات
« 1 » تبليغات سوء دستگاه خلافت عليه پيشوايان دين از يكسو ، و پيدايش شرايط خاصّ زمانى مانند خردسالى به هنگام عهدهدارى امامت براى بعضى از امامان ، يا ادّعاى امامت از سوى فردى از خاندان علوى از سوى ديگر ، موجب مىشد كه امامان عليه السلام براى اثبات امامت خويش و خنثى كردن نقشهء دشمن و نيز هدايت گمراهان و يا استوارى و تقويت روحيّه و ايمان پيروان خود و . . . اقدام به صدور معجزه و كرامت نمايند . معجزه - يعنى انجام كارى خارقالعاده به دست فرستادهء الهى به اذن و قدرت پروردگار براى اثبات و تأييد نبوّت - همراه به عنوان دليل قطعى و انحصارى براى اثبات رسالت و امامت در اختيار پيامبران و پيشوايان معصوم عليه السلام قرار داشته است . قرآن در موارد زيادى
هامش
( 1 ) - موضوع معجزهها و كرامتها هر چند در ضمن دليل چهارم قابل طرح است ؛ زيرا در حقيقت از مصاديق بارز و برجستهء كمالات نفسانى امامان به شمار مىرود ؛ ليكن به لحاظ اهميّت آن و توجّه به آن در قرآن كريم به عنوان يك دليل مستقل براى اثبات نبوّت پيامبران الهى ، ما نيز آن را بطور مستقل و جداگانه طرح كرديم .