3 . وصيّت امام جواد عليه السلام
امام جواد عليه السلام - به علم امامت مىدانست كه به زودى به بغداد احضار مىشود و به دست معتصم به شهادت مىرسد و فرزندان خردسالش يتيم مىمانند و چه بسا مورد اذيّت و آزار و تحقير نظام سلطهء ستمگر قرار گيرند ، و نيز مىدانست كه مزدوران حكومت وقت در مدينه پس از رحلت او از اين خلأ استفاده كرده و به بهانهء كوچكى پسران آن حضرت و نياز ايشان به قيّمى كه تا زمان بلوغ ، امورشان را اداره و اموالشان را حفظ كند ، به خانهء امام عليه السلام يورش برده و همهء اموالش را به غارت خواهند برد . نتيجهء اين كار اين مىشد كه « بيت امامت » بطور كامل زير نفوذ و مراقبت مزدوران خلافت در آيد و آنان هرطور مىخواهند در آن تصرّف كنند ، و معلوم بود كه در اين صورت چه نتايج سوء و پيامدهاى ناگوارى به بار خواهد آمد . روى اين جهات و پارهاى مصالح ديگر ، امام جواد عليه السلام در اقدامى حساب شده فرزندش امام هادى عليه السلام را وصىّ خود قرار داد و او را مأمور رسيدگى به امور مربوط به ديگر فرزندان خويش از جمله موسى مبرقع كرد ؛ ولى از آنجا كه امام هادى عليه السلام هنوز به سنّ بلوغ نرسيده بود ، امام جواد عليه السلام در اين وصيّت ، يكى از ياران امين و مورد وثوق خود را به نام « عبداللَّه بن مساور » مسؤول رسيدگى و ادارهء اموال و تركهء خود معرفى كرد و به وى دستور داد به محض بلوغ فرزندش امام هادى عليه السلام همهء اموال را به او واگذار نمايد . امام جواد عليه السلام احمد بن ابىخالد ؛ خدمتكار خويش را شاهد بر اين وصيّت قرار داد . بجز وى افراد ديگرى نيز مثل حسن بن محمّد بن عبداللَّه بن حسن از نوادگان امام سجّاد عليه السلام معروف به « جوّانى » و نصرِ خادم ، پاى وصيّت را گواهى كردند . تاريخ وصيّت ، يكشنبه ، سوّم ذيحجّهء سال 220 هجرى ذكر شده است . « 1 » اين وصيّتنامه دليل روشن ديگرى بر امامت امام هادى عليه السلام از سوى پدر بزرگوارش