تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ زندگانى امام هادى (ع) (فارسى) — صفحة 73

مساهمون:

ص٧٣

امام عليه السلام اين بار گريه كرد ، چندان كه محاسنش تر شد ؛ سپس متوجّه من شد و فرمود : اين سفر جاى بيمناكى بر من وجود دارد ؛ اكنون كه بيم جان مىرود ، امر امامت پس از من بر عهدهء پسرم « على » است . « 1 » * امام جواد 7 توسط پيكى به پدر « خيرانى » « 2 » خدمتكار خويش پيغام فرستاد : من در مىگذرم ، و امر امامت به پسرم « على » منتقل مىشود ، و او بر شما همان حقّى را دارد كه من بعد از ( رحلت ) پدرم بر شما داشتم . « 3 » * اميّة بن على قيسى مىگويد : به امام جواد عليه السلام عرض كردم : چه كسى جانشين شما خواهد بود ؟ فرمود : فرزندم على . « 4 » * صقر بن ابى دُلَف نقل مىكند : از ابوجعفر ، محمّد بن على رضا عليه السلام شنيدم كه مىفرمود : پيشواى پس از من ، فرزندم على است . فرمان او فرمان من و گفتارش ، گفتار من و پيروى از او ( در حكم ) پيروى از من‌است . و امر امامت پس از او در فرزندش « حسن » خواهد بود . « 5 » شيخ مفيد پس از نقل دو روايت نخست مىنويسد : روايات در اين زمينه بسيار است و اگر همهء آنها را ذكر كنيم بر حجم كتاب افزوده خواهد شد . اجتماع و اتفاق‌نظر بزرگان شيعه بر امامت ابوالحسن عليه السلام و نبودن مدّعى امامت در آن زمان بجز آن حضرت ؛ بگونه‌اى كه امر امامت مشتبه گردد ، ما را از بيان اخبار بطور تفصيل بر امامت او ، بىنياز مىسازد . « 6 »

هامش
( 1 ) - اعلام الورى ، ص 356 ؛ ارشاد ، ص 327 .
( 2 ) - خيرانى و پدرش از نژاد غير عرب بودند . شيخ طوسى مىنويسد : خيران بن اسحاق زاكانى از اصحاب امام هادى عليه السلام است ( رجال الطوسى ، ص 414 ) و زاكان ، دهى است در حومهء قزوين كه با آن پانزده كيلومتر فاصله دارد ( فرهنگ معين ) .
( 3 ) - كافى ، ج 1 ، ص 324 .
( 4 ) - اثبات الهداة ، ج 3 ، ص 356 .
( 5 ) - بحارالانوار ، ج 50 ، ص 118 .
( 6 ) - ارشاد ، ص 329 .
تاريخ زندگانى امام هادى (ع) (فارسى) — صفحة 73 | على رفيعى