* شومى روزگار !
اسلام از همان آغاز با عادت و تقليدهاى كوركورانهء جاهليّت به مبارزه برخاست . يكى از اين خرافات ، شوم دانستن بعضى روزهاست ، آن چنان كه اين عادت جاهلى نسبت به روز سيزده نوروز در ميان ايرانيان هنوز كم و بيش رواج دارد . رهبران دينى از جمله امام هادى عليه السلام با اين طرز تفكّر مبارزه كردند و هرگونه تأثير روزگار را در جلب منفعت يا دفع شرّ از افراد ، منتفى دانستند . به داستان ذيل توجّه فرماييد . حسن بن مسعود « 1 » مىگويد به حضور ابوالحسن على بن محمّد رسيدم در حالى كه انگشتم خراشيده شده و شانهام بر اثر برخورد با سوارى آسيب ديده بود ، و به زحمت ميان جمعى وارد شدم ، ولى آنان قسمتى از لباسم را پاره كردند . گفتم چه روز بد و شومى بودى ! خدا شرّ تو را از من باز دارد ! امام عليه السلام فرمود : « اى حسن ! تو هم كه با ما ارتباط و معاشرت دارى ، گناه خود را به گردن كسى مىگذارى كه بىگناه است » . حسن مىگويد : ( با شنيدن سخنان امام عليه السلام ) سر عقل آمدم و فهميدم كه اشتباه كردهام كه چنين حرفى زدهام . از اين رو ، به محضرش عرضه داشتم : سرور من ! از خداوند طلب آمرزش مىكنم . امام عليه السلام فرمود : « اى حسن ! روزگار چه گناهى دارد ، كه چون نتيجهء اعمال خود شما