همگان باشد ، صورت مىگرفت ، و رهبران و پرچمداران اين نهضتها بطور معمول ، پايبند به اسلام و معتقد به امامت امام هادى عليه السلام بودند ؛ هيچ دليلى وجودنداشت كه آن حضرت در برابر چنين نهضتهايى بى تفاوت باشد تا چه رسد به اين كه موضع منفى داشته باشد .
مسألهاى كه هست اين است كه امام عليه السلام در شرايطى بودكه نمىتوانست حركت آنان را آشكارا تأييد وامضا كند . چه آن كه پشتيبانى آشكار آن حضرت از قيامهاى علويان ، علاوه بر آنكه جان امام عليه السلام را در معرض خطر جدّى قرار مىداد ، موجب ايجاد محدوديّت و سختگيرى بيشتر دستگاه خلافت نسبت به علويان ، بويژه سران آنان مىشد .
با اين حال ، از آنجا كه علويانِ پرخاشگر عليه حكومت ظلم و ستم عباسى از دودمان پيامبر صلى الله عليه و آله بودند و به جرم حقطلبى و ستم ستيزى مورد آزار و شكنجهء عباسيان قرار گرفته يا به قتل مىرسيدند و اموالشان به يغما برده مىشد ، گرفتارى آنان ، پيشواى دهم عليه السلام را سخت متأثر مىساخت و هر گاه فرصتى پيش مىآمد سعى مىكرد آنان را دلدارى داده ، تمايل قلبى و پشتيبانى معنوى خود را از ايشان اعلام نمايد .
« ابوهاشم » يكى از ياران آن حضر مىگويد : « با ابوالحسن عليه السلام به قصد ديدار و ملاقات با بعضى از انقلابيون به بيرون سامّرا رفتيم . . . . » سپس به بيان معجزهاى از امام هادى عليه السلام كه در آنجا رخ داده مىپدازد و داستان را ناتمام مىگذارد و مشخصّ نمىكند كه امام عليه السلام با انقلابيون ديدار و گفتگو كرد يا نه و گر ديدار صورت گرفته چه مسائلى ميان آنان مطرح شده است ؟ « 1 »
د رهبر جنبش مكتبى
از جمله رسالتهاى مهمّ امام هادى عليه السلام رهبرى جنبش مكتبى و تشكيلات شيعى بود . در دوران امامت آن حضرت - برغم همهء فشارهايى كه بر شيعيان و علويان وارد مىشد ، به حدّى كه دوران حكومت چهارده سالهء متوكّل را مىتوان سختترين و تلخترين دوران
هامش
( 1 ) - ر . ك : اعلام الورى ، ص 343 .