اعتقادى ، سياسى و مبارزاتى بود كه در آن شرايط خفقان و مرگبار حكومت عباسى ، با درايت و تدبير حكيمانهاى از سوى آن حضرت اعمال شد و به اصل مسألهء امامت مرتبط مىگشت .
در شرايطى امام هادى عليه السلام دست به اين اقدام زد كه حكمرانان عباسى ، بويژه متوكّل ، « حائر حسينى » را به عنوان خطرناكترين و زيانبارترين پايگاهى مىدانستند كه حكومت خودكامهء آنان را به صورت جدّى تهديد مىكرد ؛ بر اين اساس متوكّل آن جنايت بى سابقه را نسبت به آن مرتكب شده بود . امام عليه السلام دركنار احياى « فرهنگ زيارت » پيشوايان معصوم ، و القاى معارف اسلامى در اين قالب ، دست به اين حركت لازم زد و در پوششى حكيمانه و به ظاهر ، غير متعرّضانه نسبت به دستگاه خلافت ، در برابر تلاشهاى مذبوحانهء دشمن موضع گرفت و افكار را بسوى خاطرهانگيزترين ، ستم سوزترين ، و الهام بخشترين پايگاه « امامت » يعنى كربلا جلب كرد .
5 - در سخنان گهربارش
مسأله امامت و تبيين پايههاى آن ، در سخنان امام دهم عليه السلام نيز كه بطور معمول براى عموم القا مىشد و در دسترس همگان بود ، متجلّى است . اينك دو نمونه :
* امام هادى عليه السلام از پدرانش ، از جدّش اميرمؤمنان عليه السلام روايت كرده كه رسول خدا صلى الله عليه و آله خطاب به على عليه السلام فرمود :
اى على ! هركس دوست دارد كه با شادمانى و پاكى و در امان بودن از مصيبت بزرگ روز قيامت ، به ديدار خدا بشتابد بايد تو را دوست داشته باشد ، و نيز دوستدار فرزندان تو : حسن ، حسين ، على بن حسين ، محمّد بن على ، جعفر بن محمّد ، موسى بن جعفر ، على بن موسى ، محمّد بن على ، على بن محمّد ، حسن بن على و مهدى ، پايانبخش آنان ، باشد .
اى على ! در آخرالزّمان ، گروهى تو را دوست خواهند داشت ؛ در حالى كه