بهترين شاعران كيستند ؟ وى در برخى از شعراى دوران جاهليّت و اسلام را نام برد ، ولى متوكّل توجّهى نكرد . سپس متوجّه امام هادى عليه السلام شد و همان پرسش را از حضرت كرد . امام عليه السلام فرمود : « حِمَّانى » « 1 » آنجا كه مىگويد :
لَقَدْ فاخَرَتْنا مِنْ قُرَيْشٍ عِصابَةٌ * بِمَدِّ خُدُودٍ وَ امْتِدادِ اصابِعِ
فَلَمَّا تَنازَعَنا الْمَقالَ قَضى لَنا * عَلَيهِمْ بِما نَهْوى نِداءُ الصَّوامِعِ
تَرانا سُكُوتاً وَ الشَّهيدُ بِفَضْلِنا * عَلَيْهِمْ جَهيرُ الصَّوْتِ فى كُلِّ جامِعٍ
فَانَّ رَسُولَ اللَّهِ احْمَدَ جَدُّنا * وَ نَحْنُ بَنُوهُ كَالنُّجُومِ الطَّوالِعِ
- گروهى از قريش ، به كشيده بوده گونهها و بلندى انگشتانشان با ما به تفاخر برخاستند .
- زمانى كه كار به منزاعه كشيد فرياد عبادتگاهها ( به اذان ) به سود ما ، آن گونه كه ما مىخواستيم داورى كرد .
- تو ما را ساكت مىبينى ، در حالى كه گواه برترى و فضيلت ما بر قريش آواى بلند در ( مأذنهء ) همهء مساجد است .
- براستى رسول خدا ، احمد صلى الله عليه و آله جدّ ماست و ما فرزندان او همچون ستارگان درخشانيم ( و در آسمان انسانيّت مىدرخشيم ) .
متوكّل نگاهى به امام عليه السلام كرد و گفت : اى ابوالحسن ! مقصود از « نداء الصّوامع » در اين شعر چيست ؟
حضرت ، پاسخ داد : « اشْهَدُ انْ لا الهَ الَّا اللَّه وَ اشْهَدُ انْ مُحَمَداً رَسُولُ اللَّهِ . » سپس افزود : اين محمّد صلى الله عليه و آله جدّ من است يا جدّ تو ! ؟
متوكّل كه تمام وجودش را خشم و غضب فرا گرفته بود با صدايى لرزان و لحنى كه حاكى
هامش
( 1 ) - حِمّانى - به كسر حاء و تشديد ميم - منسوب به حِمّان بن عبدالعزّى و تيرهاى از بنى تميم است . در حالى كه مضمون اشعار بيانگر اين است كه گويندهء آن ، فردى علوى است . از اين رو ، نقل شيخ طوسى در امالى ( ج 1 ، جزء 11 ، ص 293 ) كه به جاى حمّانى « فلان بن فلان علوى » به نظر صحيحتر مىآيد . در اين نقل ، « حِمّانى » دركلام راوى آمده و گفته است : به گمان من منظور امام عليه السلام « حمّانى » بوده است . ودرنقل شيخ و ابن شهر آشوب ، به جاى « جمّانى » آمده است .