امام عليه السلام ، همهء جهات اخلاقى را رعايت و از آن حضرت به نحو شايستهاى تجليل كرده ، خود را عارف به مقام آن بزرگوار و علاقمند به او به شمار آورده است . به نظر مىرسد آنچه كه اين دشمن سرسخت اميرمؤمنان عليه السلام را وادار به اتّخاذ اين موضع مسالمتآميز كرده است ، آگاهى و شناخت او از موقعيّت امام عليه السلام در ميان تودههاى مردم ، بويژه اهل مدينه باشد . در واقع متوكّل سعى كرده با بكارگيرى اين كلمات ، حسن ظنّ افكار عمومى را نسبت به اقدام خود دربارهء امام عليه السلام جلب كند و خاطرهء تلخ و ناگوارى را كه دوستداران اهل بيت عليه السلام از احضار امام رضا عليه السلام به « مرو » و امام جواد عليه السلام به « بغداد » داشتند ، از ذهنها بزدايد و چنين وانمود كند كه اين سفر با اختيار خود امام عليه السلام بوده و نوشتن نامه از سوى خليفه تنها به منظور ابراز ارادت و اشتياق وى به زيارت آن حضرت و اعلام آمادگى براى انجام اين سفر بوده است . تأكيد خليفه بر اين مطلب - كه هدف او از اين اقدامات ، كسب رضايت پروردگار ، بهبود وضع امام عليه السلام و عزّت او ، و نيز وظيفهاى است كه نسبت به آن حضرت دارد - در راستاى تحقّق همين هدف مهمّ بوده است . 2 . متوكّل با همهء توصيفها و تمجيدهايى كه از امام عليه السلام كرده عنوان « اميرالمؤمنين » و حق « امارت » بر مؤمنان و حاكميّت بر جامعهء اسلامى را براى خود محفوظ نگهداشته و با تكرار آن در هشت جاى نامه ، بطور تلويحى به امام عليه السلام فهمانده است كه او نيز مانند ديگران بايد تحت امر و حاكميّت خليفه باشد . 3 . متوكّل هر چند در امر سفر امام عليه السلام به سامرّا تسهيلاتى قائل شد و يحيى بن هرثمه را به ظاهر براى فراهم كردن اين تسهيلات و خدمتگزارى آن حضرت در طول سفر ، اعزام كرد ؛ ولى لحن نامه بيانگر اجبارى بودن اصل سفر براى امام عليه السلام بود . اعزام يحيى بن هرثمه يكى از سران و فرماندهان نظامى دستگاه خلافت ، همراه تعداد زيادى از سربازان « 1 » براى زير نظر گرفتن اوضاع و برخورد با واكنشهاى احتمالى شيعيان ، گواه
تاريخ زندگانى امام هادى (ع) (فارسى) — صفحة 147
مساهمون: على رفيعى
ص١٤٧
هامش
( 1 ) - قطب الدين راوندى تعدادى سربازان اعزامى با « يحيى بن هرثمه » را سيصد نفر نوشته است . ( بحارالانوار ، ج 50 ، ص 142 ) .