پيدايش واقفيّه
پيشواى هشتم در آغاز امامت خود علاوه بر رويارويى با گروههاى فكرى و اعتقادى موجود در جامعهء اسلامى ، با اختلافات و كشمكشهاى فكرى جديدى نيز مواجه شد . متأسفانه منشأ اين اختلافات ، اصحاب و ياران پدر بزرگوارش حضرتموسىبنجعفر ( ع ) بودند . موضوع اختلاف نيز يكى از مسائل مهمّ اعتقادى يعنى « امامت » بود . بنابر نوشتهء مورّخان ، پس از شهادت امام كاظم ( ع ) ميان شيعيان و اصحاب امام ( ع ) درباره مسألهء امامت دو نظر پيدا شد : 1 - اكثريت شيعيان نسبت به شهادت امام كاظم ( ع ) قطع پيدا كردند و پس از آن حضرت به امامت فرزندش على بن موسى ( ع ) معتقد شدند . از اين رو به آنان « قطعيّه » گفتهاند . 2 - تعداد اندكى از آنان در امامت موسى بن جعفر توقف كرده و آن حضرت را در سلسلهء امامت ، آخرين فرد پنداشتند . اين افراد به نام « واقفيّه » و « ممطوره » « 1 » معروف شدند . بعضى از اينان نسبت به رحلت امام كاظم ( ع ) دچار شك و ترديد شده مىگفتند : ما نمىدانيم او رحلت كرده يا زنده است و غيبت نموده است . گروهى ديگر ، مدعى شدند آن حضرت از دنيا نرفته است . او زنده و در پس پرده غيب پنهان است تا روزى كه به امر خداوند ظاهر شود ، و او همان « قائم آل محمّد ( ص ) » و « مهدى موعود » است . « 2 »