ناحيهء آذربايجان نيز با قيام « خرميان » « 1 » در سال 192 به آشوب كشيده شد . « 2 » سرزمين شام نيز در سال 174 صحنه درگيرى و كشمكش ميان دو قبيله بزرگ يعنى « مُضَريان » و « يمانيان » بود . در اين جنگها تعداد زيادى از دو طرف كشته شدند . « 3 » نارضايتى و دلسردى از دستگاه خلافت حتى به درون دربار راه يافت . برخورد خصمانه و دور از انتظار هارون با استواركنندگان پايههاى حكومتش يعنى « برمكيان » و كشتن و به زندان افكندن سران آنان ، زنگ خطر را براى همه درباريان و چاكران به صدا درآورد و موجبات دلسردى و نفرت آنان را نسبت به هارون فراهم ساخت ؛ بگونهاى كه خليفه احساس مىكرد همهء اطرافيان انتظار مرگ او را مىكشند . وى اين احساس درونى را در درد دلى كه به هنگام عزيمت به خراسان با « صباح طبرى » كرده بيان داشت و گفت : اطرافيان من نفسهاى مرا شمارش مىكنند . « 4 » همهء اين حوادث ، از وجود و گسترش جوّ ناامنى و بىثباتى سياسى در جامعه و آبستن آن براى تحولات و رخدادهاى جديد خبر مىداد .
شرايط فرهنگى
سياست درهاى باز حكومت عباسيان ، دانشمندان ، حكما و فيلسوفان را از نقاط مختلف جهان همراه با عقايد و آراء گوناگون كلامى و فلسفى آنان وارد جهان اسلام كرد و موجب بروز شبهات و ابهامات زيادى در اعتقادات مسلمانان گشت . « 5 » اين تهاجمات فرهنگى در آن شرايط ناپايدار سياسى كه گردانندگان دستگاه خلافت تنها در انديشه تحكيم قدرت سياسى خود بودند و نه حفظ اعتقادات مردم ، بر آشفتگى اوضاع مسلمانان مىافزود .