تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ زندگانى امام رضا (ع) (فارسى) — صفحة 82

مساهمون:

ص٨٢

روز بعد كه حضرت وارد شد برخاستند و سلام كردند ، ليكن پرده‌ها را بالا نزدند . در اين هنگام ، باد شديدى برخاست و پرده‌ها را حتى بيش از حدّى كه آنان بالا مىبردند بالا برد . پس از آن كه امام رضا ( ع ) داخل شد ، باد فرونشست و پرده‌ها در جاى خود قرار گرفتند . زمانى كه حضرت از مجلس مأمون بيرون شد دوباره بادى از جهت مخالفِ مرتبهء نخست وزيد و پرده‌ها را بالا زد . پس از آن كه پيشواى هشتم ( ع ) از مجلس بيرون شد آنان به يكديگر نگاه كردند و گفتند : اين مرد نزد خداوند قرب و منزلت دارد . مگر نديديد چگونه به هنگام ورود او به مجلس و نيز خروج او ، باد از دو طرف وزيد و پرده‌ها را بالا زد ، اينك خير و صلاحتان در اين است كه همچون گذشته در خدمت او درآييد . « 1 » اين داستان از يك سو بيانگر مقام و منزلت على بن موسى الرضا ( ع ) نزد خداست و اين كه : باد ، مسخّر آن گرامى بوده آن چنان كه مسخر حضرت سليمان بوده است . از سوى ديگر ، امام ( ع ) با ارائه اين كرامت ، دشمنان مكتب امامت راخجل و شرمنده كرد و آنان را وادار به ترك برخورد كينه توزانه و خصمانهء خود با آن حضرت نمود . خلاصهء داستان توطئه مأمون براى كشتن امام رضا ( ع ) و خنثى شدن آن از زبان هرثمة بن اعين چنين است : براى زيارت امام رضا ( ع ) به دارالخلافه رفتم . در آن جا گفته مىشد امام رضا ( ع ) در گذشته است . در حالى كه اين خبر صحت نداشت . يكى از خدمتكاران و معتمدان دستگاه مأمون به نام صبيح ديلمى كه به امام رضا ( ع ) نيز ارادت داشت داستان را برايم چنين تعريف كرد : مأمون مرا با سى غلام ديگر در دل شب خواست و به دست هر يك ، شمشيرى زهرآلود داد و گفت : هم اكنون بر على بن موسى وارد شويد و در هر حالى كه او را ديديد بر او يورش بريد و با اين شمشير ، گوشت و خون و مو و استخوان و مغز او را در هم بياميزيد . پاداش اين كار براى هر يك از شما ده بدره درهم و ده قطعه زمين مزروعى و حاصلخيز منتخب و مستقل ، خواهد بود . علاوه بر اينها تا وقتى كه زنده‌ام شما را همواره مورد لطف و عنايت خويش قرار خواهم داد .

هامش
( 1 ) - الفصول المهمة ، ص 244 - 245 .
تاريخ زندگانى امام رضا (ع) (فارسى) — صفحة 82 | على رفيعى